X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



میهمانی لاله هایادمان سردار شهید جاویدالاثر حسین محمد ابادی
میهمانی لاله هایادمان سردار شهید جاویدالاثر حسین محمد ابادی
بیایید یک لحظه عاشق شویمجدا از تمام سلایق شویمنه مال و نه شهوت، نه جاه و مقامبیا فارغ از این علایق شویم چو حسین وسبزعلی وحاج عیسیپرنده، پرستو، شقایق شویمبی

میهمانی لاله هایادمان سردار شهید جاویدالاثر حسین محمد ابادی

شنبه 12 اسفند 1396 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : حسین علی آبادی استاد تاریخ تشیع



بیایید یک لحظه عاشق شویم
جدا از تمام سلایق شویم

نه مال و نه شهوت، نه جاه و مقام
بیا فارغ از این علایق شویم 

چو حسین وسبزعلی وحاج عیسی
پرنده، پرستو، شقایق شویم

بیایید.. چون رهبر و مقتدا 
دمی رهسپار مناطق شویم

به فکه درآییم و فتح المبین 
کمی آشنا با حقایق شویم 

بیـاد شهیـدان گـردان عشـق
به مقتل پُر از اشک و هِق هِق شویم

بیفتیم.. بر خاکشان لحظه ای
در آن لحظه مست دقایق شویم

بیا با دو دست علمدار عشق
هم آوا و همسو موافق شویم

وهب وار دل را به دریا زنیم 
به امواج مستی چو قایق شویم

صحیفه، مهاجر، مخاطب، قلم
بیایید زین لحظه عاشق شویم..


ای روشنای خانه امید، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید

« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید

تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید

آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید

ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید

در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید

صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید

نام تو گشت جوهر گفتار عارفان

« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید



اینک که شهر شعله ور بی خیالی است
جای برادران غیورم چه خالی است

جای برادران غیوری که بعدشان
این شهر در محاصره خشک سالی است

بی ادعا ز خویش گذشتند و پل شدند
رد عبور صاعقه شان این حوالی است

من حرف می زنم و دلم شعر می شود
در واژه های من هیجان لالی است

طاعون گرفته ایم و کسی حس نمی کند
تا آنکه زنده بودنمان احتمالی است

آلوده است کوچه، خیابان به زندگی
چیزی که هست و نیست حالی به حالی است

بر من چه سخت می گذرد این غروب ها
جای برادران غیورم چه خالی است.


سراپا وسعت دریا گرفتند

همان مردان كه در دل جا گرفتند

تمام خاطرات سبزشان ماند

به بام آسمان مأوا گرفتند

به دوش ما چه ماند اى دل، كه وقتی

خدا را شاهدى تنها گرفتند

چه شد اى دل، كه در این راه رفته‏

جواز وصل را بى ما گرفتند

مگر مردان غریبى میپسندند

غریبانه ره دریا گرفتند!
سین عسکری گفت: همراه شهید مرادی در بلوچستان بودم و به او التماس کردم که بگذارد فقط مخبر خودش برود و اطلاعات برای ما جمع آوری کند که قبول نکرد و گفت باید بروم و منطقه را ببینم و دو شب در مرکز اشرار بود و دو شب تشنگی و گرسنگی کشید چراکه راه بر حسین بسته شده بود در حالیکه برای شناسایی 1 و 2 ساعته رفته بود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ارگ نیوز"؛ اولین یادواره شهید سبزعلی محمد آبادی  اولین جانشین سپاه بم و شهید حسین محمد آبادی و شهدای سانحه هوایی سیرچ در محل حسینیه غدیر برگزار شد. در این مراسم که با حضور پر رنگ رزمندگان شهرستان بم و ائمه جمعه شهرستان های بم و نرماشیر برگزار شد پاسدار بازنشسته حسین عسکری از همرزمان شهید روایتگر یادواره شد و گفت: سال 57 همه به دور شهید محمد آبادی جمع می شدند و فرمانبری می کردند آن پاسدار با اخلاص و با معنویتی که زمانی به عنوان فرمانده عملیات سپاه بود به عنوان بسیجی در خدمت ایشان به کارگیری شدم، این شهید سالها عمر خود را در مبارزه با اشرار و قاچاقچیان و جبهه های جنگ به سر برد.

وی افزود: شهید حسین محمد آبادی کسی بود که والفجر 8 را آفرید و کربلای پنج ها را پشت سر گذاشت و خورنوازان را فتح کرد همان عزیزی که با عصا و تن مجروح خود به سوی پایگاه موشکی فاو حرکت کرد و امشب از مدیریت جهادی این عزیزان سخن می گویم که با جهاد خود و با ایثار خود انقلاب را حفظ کردند.

این رزمنده با بیان اینکه این انقلاب به سادگی به دست نیامده است، اظهار داشت: انقلاب از 22 بهمن 58 مورد هجوم قرار داشت و غائله کردستان، سیستان و بلوچستان و جنگ داخلی منافقان را پشت سر گذاشت و پس از آن بود که جنگ را به ما تحمیل کردند.

وی بیان داشت: بعد از عملیات حلبچه که برای استراحت بازگشته بودیم، هنوز چند روز نگذشته بود که در 25 فروردین با تعدادی از همرزمان شهرستان بم عازم خوزستان شدیم و دو روز در سد دز مستقر شده بودیم که ناگهان اعلام کردند دشمن به فاو حمله کرده است و من به همراه شهید حسین محمد آبادی گردان 407 را هدایت می کردیم و سریعا برادران را تجهیز و حرکت کردیم، حسین با عصا حرکت می کرد و هرچه به او گفتیم در مقر گردان در اهواز بمان قبول نکرد.

عسکری در ادامه گفت: حسین محمد آبادی با همان مجروحیت آمد و او را در پادگان قشله مستقر کردیم و به او گفتم شما از این منطقه جلوتر نیا و با یک گروهان به طرف پایگاه موشکی حرکت کردم در شرایطی که تقریبا نیمی از فاو سقوط کرده بود و جنگ سختی در گرفته بود و آرپی چی زن ها و گروهانی از رزمندگان بمی جلوی لشکر 10 زرهی عراق مقاومت کردند و یک به یک مجروح شدند تا تعدادی از امکانات و نیروها از فاو خارج شود در حالیکه فاو سقوط کرده اعلام شده بود ولی نیاز به یک از خودگذشتگی داشت تا مقداری از امکانات و نیروها بتوانند از اروند عبور کنند و برگردند.

وی تشریح کرد: ایثارگری در عملیات فاو نصیب گردان 407 بم شد و پس از مجروحیتم از آن عملیات که سردار حاج قاسم سلیمانی به عیادتم آمد سوال کردم چرا اینطور شد و کدام لشکر جلوی ما بود که ایشان گفت "شما کاری کردید که تعداد زیادی از نیروها بتوانند سالم از اروند رد شوند" چون دشمن پل اروند را زده بود و فاو را دور زده بود و مقاومتی که رزمندگان بمی جلوی جاده پایگاه موشکی از خود نشان دادند باعث شد عملیات تاخیری انجام شود.

این رزمنده مجاهد تاکید کرد: شهید حسین محمد آبادی از مقر خود حرکت کرده و خود را به نیروهای گروهان رساند و آنجا آن جانفشانی را انجام می دهد که نیروها بتوانند از فاو خارج شوند لذا اگر در این ایام سی و هشتمین سالروز پیروزی انقلاب را جشن می گیریم مدیون این خون ها و جانفشانی ها هستیم پس باید یاد این عزیزان را زنده نگه داریم.

وی به فرمانده شهید دیگر خود اشاره کرد و گفت: فرمانده دیگر من شهید حسین مرادی مردی خستگی ناپذیر بود که می توانست همراه با خیلی از ما فرم بازنشستگی را پر کند و از سپاه خارج شود چون دیگر تکلیفی نداشت و خدمتش را با جانبازی 65 درصد انجام داده بود اما ماند چون احساس می کرد بلوچستان ناامن است و نفوذ به خاک افغانستان، پاکستان و قلب اشرار از فعالیت های شبانه روزی او بود و خیلی از ما کارهای بزرگ او را نمی دانیم.

پاسدار بازنشسته حسین عسکری در پایان با بیان خاطره ای ادامه داد: همراه شهید مرادی در بلوچستان بودم و به او التماس کردم که بگذارد فقط مخبر خودش برود و اطلاعات برای ما جمع آوری کند که قبول نکرد و گفت باید بروم و منطقه را ببینم، چون قرار بود گردان ها عملیات انجام دهند و گفت باید اطلاعات دقیق بیاوریم و دو شب در مرکز اشرار بود و دو شب تشنگی و گرسنگی کشید چراکه راه بر حسین بسته شده بود و در آن منطقه گرفتار شده بود در حالیکه برای شناسایی 1 و 2 ساعته رفته بود لذا امروز امنیت را مدیون ایثارگری های این عزیزان هستیم.

تصاویر/

Image result for ‫روحانیت روستای بدراباد نماد مقاومت در هشت سال دفاع مقدس‬‎





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ