خداوند متعال اولین معلم افرینس
تبریک به فرهنگیان فرهیخته (حاج حسین علی ابادی)امروز، هر دانش آموز با شاخه ای گل سرخ به سوی مدرسه و کلاس روان است تا با تقدیم آن به معلّم مهربان خود، در عمل از ا

خداوند متعال اولین معلم افرینس

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : حسین علی آبادی استاد تاریخ تشیع

تبریک به فرهنگیان فرهیخته (حاج حسین علی ابادی)

امروز، هر دانش آموز با شاخه ای گل سرخ به سوی مدرسه و کلاس روان است تا با تقدیم آن به معلّم مهربان خود، در عمل از او تقدیر و قدردانی کند. معلمانی که آینده سازان این مرز و بوم را پرورش می دهند. معلّمانی که چشمانی پرامید بر دستان توانای آنان دوخته شده تا نوباوگان را تعلیم و تربیت کنند و چه شایسته است آنان را در این روز چنین خطاب کنیم:

ای خوب!ای مهربان!ای آموزگار عشق! تو از تبار پیامبرانی! روزت مبارک.

معلّم مهربان من

معلّم مهربان من! صدف سینه تو پر از مرواریدهای عشق است و نگاه من آینه ای در مقابل چشمان تو، تا انعکاس گوهر وجودت را در همه ابعاد وجودم حس کنم. من مژگانم را با نوازِش تصویر تو بر هم می نهم تا همیشه به یاد داشته باشم که الفبای زندگی و درسِ عاشقی را از تو آموخته ام.ای معلّم مهربان، شمع وجود تو می سوزد تا سیاهی جهالت من نورافشان شود، در آسمان وجودت جز ستاره محبّت و در سپهر رخسارت جز ماه شکیبایی نمی درخشد و من در گستره مهر و عطوفت تو و در سایه سار علم تو آرام می گیرم و یاد و خاطره ات تا همیشه در خاطرم جاودانه می ماند.

هنرِ آموختن

معلّمی هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعی و تلاش اندوخته است. معلّمی عشقی الهی و آسمانی است که پروردگارِ مهربان به انسان عطا کرد تا با همّت بلند خویش روشنایی شب های تارِ جهالت و نادانی باشد. معلّمی، مهری است که از روز ازل با گل آدمی سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانایی، رهنمون شوند. براستی که معلّمی شغل نیست، عشق است.

نقشی از مهر

هنوز پس از سال ها یاد تو در سینه ام ساکن و عشق تو در اندیشه ام جاری است. به گذشته که نظر می دوزم در هر موفقیتی ردپایی از تو و نقشی از مهر و رنج های تو است. آهنگ دلنشین صدایت در اولین روزهای جدایی از خانه، غم غربت مدرسه را از خاطرم پاک کرد. به هر روز از دوران مدرسه که می اندیشم عطر وجود تو را با تمام هستی ام حس می کنم و به هر صفحه از دفتر مشق هایم که می نگرم نگاه مهربان و سرشار از عاطفه تو را می بینم که به دستان لرزانم توان نوشتن می بخشید. آری، محبّت تو همیشگی است و من تا ابد قدردان زحمات تو هستم.

اوّلین معلّم

«خداوند به انسان آن چه را که نمی دانست آموخت». خداوند رحمان آدمی را آفرید و خود هادی و معلّم او گردید تا راه سعادت و طریق بندگی و زندگی را به او بیاموزد. هنر شگفت معلّمی از قادر یکتاست و اوّلین معلّم، خدای تبارک و تعالی است. خداوند متعال از همان ابتدا که شاهکار آفرینش را خلق کرد، خود را بهترین آفرینندگان نامید و تعلیم و تربیت انسان را آغاز کرد.

انبیا الهی واسطه های تعلیم

خداوند، راه علم آموزی را برای بندگان خود گشوده است. پیامبران الهی پرچمداران این راهند و از سوی او برای ابلاغ وحی و تشویق بندگان به علم آموزی و تعلیم آنان برگزیده شده اند. پیامبران معلمانی بودند که بیش از همه برای پیشرفت و تکامل انسان ها تلاش کرده اند. پس از آخرین فرستاده، این رسالت بر دوش جانشینانی معصوم نهاده شد که به نیکوترین وجه، بهترین معلّمان انسان ها بوده اند.

دورود بی پایان ما نثار آن معلّمان بلند مرتبه باد و هر آن کس که معلّمی را از رفتار و گفتار آنان آموخت.

شیوه های تربیت معلم

نقش معلّم به قدری گران قدر و والاست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «من برای تعلیم فرستاده شده ام» و از نظر تربیتی نقش معلّم به قدری حساس و با اهمیّت است که امام علی علیه السلام می فرماید: «کسی که خود را در مقام راهبری مردم قرار می دهد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران بپردازد، به تعلیم خویش اقدام کند و تأدیب او به علمش بیش از تأدیب به وسیله زبانش باشد. کسی که معلم و ادب کننده خویشتن است، به احترام سزاوارتر است از کسی که [فقط] معلّم و مربی مردم است».

خصوصیات رفتاری معلم

معلّمی کاری است دشوار و رسالتی است بس بزرگ و هر کس را توان پذیرش این مسؤولیت خطیر نیست؛ سوز و درد می خواهد، عشق و احساس می طلبد، صبر و تحمل می باید، چرا که هر چیزی که قدر و منزلتش والاتر است، مسؤولیتش نیز سنگین تر و مهم تر است. بزرگ ترین رسالت معلم، که از گفتار و کردار وی ظاهر می شود، همان شخصیّت دادن به دانش آموزان است. معلّمی که بتواند بین خود و شاگردانش پل دوستی برقرار سازد و با آنان صمیمی گشته و برخوردی سرشار از شادی و امید، محبّت و بزرگواری داشته باشد، موفق است. این شیوه در اندیشه و کردار فراگیرنده، تأثیر فراوان برجای گذاشته و در قلب و روح او نفوذ می کند.

عبادت معلم

معلم، کسی است که اوقات زندگی اش را وقف آگاهی و رشد و پرورش نونهالان جامعه کرده و همواره در اندوه و شادی، گرفتاری و شادمانی، شاگردانش شریک بوده و راهنمای آنان است؛ معلمی که مدرسه را جایگاهی مقدس و کلاس درس را عبادتگاه خود می داند و با «وضو» وارد کلاس درس می شود، تعلیم و تعلّم را عبادت می داند و برای توفیق بیشتر و شناخت و هدایت شاگردانش، و تربیت آنان از خداوند مدد می جوید. نونهالان را روح هایی بزرگ می بیند که در جسمی کوچک آشیانه دارند و آنان را امانتی می داند که هر کدام وسیله ای برای زندگی و تقرّب به خداوند هستند.

رسالت معلم

برای یک معلم فرهیخته، معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنری است که ریشه در اعماق روح بی تاب انسان هایی دل سوخته دارد و رسالتی پیامبرگونه است. معلم باید به اهمیت نقش و وظیفه اجتماعی و الهی خود واقف بوده و از جهت علمی و اخلاقی، خود را پربار نماید و در عمل، همچون پدر و مادری دلسوز و مهربان، پابه پای شاگردانش برای آشنایی آنان در جهت آموختن علم و دانش، اخلاق و تربیت گام بردارد. معلّمی که بتواند افکار را با روشی جالب و در خور توجه، همچون نسیم بهاری روانه ذهن و اندیشه دانش آموزانش سازد معلمی نمونه است.

معلمان اُسوه

در هر جامعه ای، زمانی نشانه های پیشرفت و هدایت دیده خواهد شد که افرادی با علم و درایت و انسان هایی شایسته، زمام امور را در دست گیرند و معلّمان مهم ترین نقش را در این امر ایفا می کنند، انسان هایی با اراده آهنین، عزمی راسخ و روحی بزرگ با سوختن خود روشنایی را به محفل شاگردان ـ که آینده سازان هر ملّت و مملکتی هستند ـ می بخشند. اینان انسان هایی را تربیت و تقدیم جامعه می کنند که شایستگی ساختن جامعه ای موفق را دارند. نام و نشان چنین معلمی در دفتر بندگان مخلص خدا و در اوج دل و خاطره شاگردانش ماندگار است هرچند که خود گمنام بماند.

قدردانی از مقام معلّم

هر انسان صاحب خرد، در ازای هر عمل نیکی که در حق او انجام می شود به آن شخص به دیده تکریم می نگرد و در مقام سپاس و قدردانی بر می آید. معلمان از جمله کسانی هستند که از جان دل برای شاگردانشان مایه می گذارند تا تعلیمی شایسته و در خورِ انسانی پاک و ساده داشته باشند؛ پس سزاوار است که با تکریم و بزرگداشت هر چه بهتر آنان، قدر زحماتشان را بدانیم و با فروتنی، نهایت سپاس گذاری را به آنان عرضه داریم و هرگز کوچک ترین رنجشی را به وجود نیاوریم.

برتری حق معلّم بر پدر

آورده اند که اسکندر به معلّم خویش احترام بسیاری می گذاشت. از او پرسیدند: چرا معلّم خود را بیش از پدر تعظیم و احترام می کنی؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم ملکوت به زمین آورده و استاد، مرا از زمین به آسمان برده است.

معلّمی برتر از شهادت

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: «هنگامی که روز قیامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع می کند و چون ترازوی اعمال نهاده شد و خون شهیدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهیدان فزونی خواهد داشت».

این ارزش بدان جهت است که شهیدان در سایه علم و تربیت معلمان و تعلیم شایسته آنان به خدا راه یافته و لیاقت شهادت نصیبشان شده است.

صفات شایسته معلم

معلمی شغل مقدسی است و صفات شایسته دریک معلم، ارزش این حرفه را بالاتر می برد. یک معلم نمونه در اولین گام های آموزش می کوشد اساسی ترین درس های زندگی را که همان معارفِ بلند اسلام است، به شاگردان بیاموزد و به خاطر دارد که اساس یادگیری بر مبنای مهر و محبّت پایه ریزی شده است؛ پس اولین گام در آموزش باید همراهی آن با این اصل باشد. گذشت از خطاها و چشم پوشی از اشتباهات شاگردان از ویژگی های یک معلم نمونه است. سعه صدر و صبر و تحمل، کار یک معلم را زیبا و ارزشمند می سازد. ارزش یک معلم به تجلی صفات نیکوی اخلاقی و رفتار پسندیده در وجود اوست که بی شک در وجود شاگردان هم متجلی می شود.

معلّم موفق

در هنر معلمی و تعلیم و تربیت، هزاران نکته باریک تر از مو وجود دارد که دست در دست هم معلمی را به عنوانِ نمونه، مفتخر می سازد. معلم می داند که ظرفیت وجودی هر انسان بسیار وسیع و متفاوت است ؛از این رو با به کار بستن کلیدهای موفقیت و رموز تعلیم و تعلم می توان بر قله های وجودی شاگردان دست یافت و معلمی موفق است که علم و عمل را تلفیق کند. داشتن بیانی مناسب و لحنی مهربان و آگاهی از خصوصیات روحی شاگردان از مهم ترین کلیدهای موفقیت است.

حقوق معلم بر شاگرد

معلم پیوسته در تلاش است تا آن چه را که برای زندگی و آینده شاگردانش لازم و ضروری است به آنان بیاموزد، به همین دلیل حقوق والا و گران بهایی بر عهده شاگرد است که باید پیوسته در رفتارش نسبت به معلم، آن ها را مد نظر داشته باشد. احترام معلم را در هرجا و زمانی حفظ کرده و از عیوب او چشم پوشی کند و در نهایت ادب با او سخن بگوید.

توصیه امام سجاد علیه السلام به دانش آموزان

امام سجاد علیه السلام در زمینه حفظ حقوق معلم می فرمایند: «حق معلم بر تو آن است که همواره با دیده تعظیم و تکریم به او بنگری، مجلس او را گرامی بداری و به سخنانش با دقت گوش دهی، رو به جانب او بنشینی و صدایت را در حضورش بلند نکنی».

هدیه ای برای معلم

معلم حقیقی با گفتار و کردارش به شاگردان خویش، چگونه اندیشیدن، چگونه انتخاب کردن و چگونه زیستن را می آموزد. در وادی علم و ایمان؛ عشق و محبت، حلم و بردباری، آزادی و آزادگی کارساز و راه گشاست. معلمی که تنها هدفش آموزش شاگردان نباشد و در کنار مسائل آموزشی، اصول تربیتی صحیح را به کار بندد، آینده سازانی دانشمند و عالم به جامعه تحویل می دهد، و بهترین هدیه برای یک معلم آن است که نتیجه سعی و زحماتش را هنگامی که به بار می نشیند ببیند.

لزوم دلسوزی معلم نسبت به شاگرد

مرحوم شهید ثانی در مورد لزوم دلسوزی معلم نسبت به شاگرد می نویسد: «معلم باید درباره شاگردان، خواهان اموری باشدکه نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستی می کند. و از هر گونه شر و بدی که برای خویش نمی پسندد برای شاگردانش نیز نپسندد؛ زیرا این گونه دلسوزی و برابر اندیشی نسبت به شاگردان، حاکی از کمالِ ایمانِ معلم و حُسن رفتار و برادری، نمایانگر روح تعاون و همبستگی معلم نسبت به آنان می باشد».

حقوق معلم در آینه فرمایشات حضرت سجاد علیه السلام

حضرت سجاد علیه السلام در فرمایشات خود سفارش بسیاری در حفظ حقوق معلم از سوی شاگردان دارند و می فرماید: «حق کسی که عهده دار تعلیم توست آن است که او را بزرگ شماری و مجلس او را سنگین بداری و نیکو به وی گوش فرا دهی و روی خود بر او کنی و با او بلند سخن نگویی و کسی را که از او چیزی می پرسد تو پاسخ ندهی وبگذاری که خود او پاسخ گو باشد و درمجلس او با هیچ کس به صحبت ننشینی و در محضر او بدگویی از کسی نکنی و اگر از او در نزد تو بدگویی شد از او دفاع کنی و عیب پوشش باشی و فضایل و مناقب او را آشکار کنی و با دشمنش، همنشینی نکنی و با دوستش دشمنی نورزی؛ پس چون چنین کردی، فرشتگان خدای تعالی به سود تو گواهی خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فراگرفتن دانش او فقط برای خدا بوده نه به خاطر مردم».

در آینه شعر

صدای پای معلّم

صدای پای خورشیدی معلّمسرود صبح امیدی معلّم
من آن نیلوفر تازه شکفتهتو عاشق تر زِ هَر بیدی معلّم
زدودی سایه نادانی ام راچو در ذهنم درخشیدی معلّم
محبت را برایم بخش کردیبه روی من چو خندیدی معلّم
میان سینه ام دریا نشاندیخطایم را چو بخشیدی معلّم

هر گل که شکوفا شد در صحن چمن خندانبر او نظری از مهر، صاحب نظری دارد

هر شاخه که در باغی بار و ثمری دارددر نشو و نمای آن دستی اثری دارد
باغبانی خدمت گل می کنیزخم خارش را تحمّل می کنی
زخم دستِ باغبان را کس ندیدخون دل خورد و چنین گل پرورید

معلم

خداوند اولین معلم

خداوند آغاز وحی به رسولش فرمود. بخوان بنام پروردگارت که انسان را از خون بسته ای آفرید بخوان که پروردگارت از همه کریم تر است همانکه بوسیله قلم به انسان آنچه را نمی دانست آموخت. (علق1 تا6) و در عروس صحیفه اش چنین فرمود. الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان آن مهربان که قرآن را تعلیم داد. انسان را آفرید و به او سخن گفتن آموخت. (رحمن1 تا3) حال ببینیم این معلم بزرگ عناوین تعلیم خود را چه چیزهایی میداند.1- آموزش نوشتن 2- آموزش برنامه زندگی 3- آموزش سخن گفتن

خصوصیات این تعلیمات.1- هر سه این امور در راستای هدف خلقت و برای دستیابی به آن می باشد. (رسیدن به کمال)
2- خداوند توانایی نوشتن سخن گفتن را به انسانها عطا نمود و رسیدن به سطوح مختلف آنرا بخودشان واگذار کرد.
3- حتی در برنامه زندگی تنها به اموری بسنده کرد که بشر به دلیل محدودیتهایش در دانش قادر به کسب آن نبود (مانند امور مربوط به عالم پس از مرگ) و یا مدت زمانی طولانی می طلبید تا به بعضی از آنان پی ببرد و در این فاصله عده زیادی قربانی میشدند (واجبات و محرمات)
4- در دانشگاه الهی پایانی برای مدارج علمی قابل تصور نیست.
توصیه ها:
- استفاده از تعقل و تفکر 
ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون (جاثیه13)
- تزکیه و پاکسازی درون 
یزکیهم و یعلمهم الکتاب (جمعه2)
- عدم انباشتن محفوظات صرف 
مثل الذین حملوا التوریه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا (جمعه5)خصوصیات متعلمین- یکسان بودن همه آنها در سرمایه های فطری و لقد کرمنا بنی آدم (اسراء7)
- دسترسی تمام وقت به اسناد 
لا تأخذه سنه ولانوم (بقره255) هر وقت خواستی با او سخن بگویی نماز بخوان و هرگاه خواستی او با تو سخن بگوید قرآن بخوان.
- سرمایه گذاری خاص بر کسانی که قابلیتهای ویژه از خود نشان میدهند (انبیای و اولیا) 
الله اعلم حیث یجعل رسالته (انعام124)
- امتحان براساس ظرفیتها 
لایکلف الله نفسا الا وسعها (بقره286) و با هدف برطرف کردن نقاط ضعف و آگاهی متعلمین از کاستی های خودشان.
- اجباری بودن آموزش و تکالیف در حدی که تمایز ارزشهای انسانی از سایر موجودات حفظ گردد.
- اختیاری بودن مراحل تکامل و تعالی
- درجات بالای تحصیلی تفاوتهای اساسی با مراحل پایین تر دارند 
حسنات الابرار سیئات المقربین
- ارتقای متعلمین پس از موفقیت در یک مرحله 
و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما) (بقره 124) و در جازدن یا تنزل آنان پس از شکست فازلهما الشیطان عنهما فاخرجهما مما کانا فیه و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو (بقره 36) اما اخراجی و محرومیت از تحصیل مفهومی ندارد و اگر کسی بتواند جبران مافات نماید سالهای شکست هم برایش به عنوان امتیاز محاسبه می گردد ان الحسنات یذهبن السیئات(هود14)
- کارهای ویژه و ابتکاری امتیاز خاص دارد و حتی پس از پایان زمان امتحان باعث ترقی درجات افراد می گردد (آثار ما تاخر) 
ینبوا الانسان یومئذ بما قدم و اخر ( قیامت13)
- هر پاسخ غلط فقط یک خطا محسوب میگردد و هر پاسخ درست بنا به تأثیری که در رشد و کمال انسانی دارد تا 700 برابر پاداش دارد 
من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الامثلها آیه 160 انعام
- تا اتمام حجت نگردد هیچ کس به حال خودش رها نخواهد شد 
لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تاتیهم البینه (بینه10)
- مردودین این میدان بدترینهای خلقت هستند چرا که نعمت هدایت الهی را کفران می نمایند 
ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شرالبریه (بینه6)
- شاگرد اولها کسانی هستند که مؤمن به عقاید حقه و عاملان به کردارهای شایسته اند 
ان الذین آمنوا و عملو الصالحات اولئک هم خیر البریه (بینه7)
خصوصیات صاحبان درجات بالا کاملا تعریف شده و مشخص می باشد.
الف- کسانی که ابهت و عظمت رب بی بدیل تمام وجودشان را فراگرفته ذلک لمن خشی ربه (بینه8)ب- در مقابل حق متواضع اند انما یخشی الله من عباده العلما
ج- خالص شدن الا عبادالله المخلصین (صافات 74)د- دارندگان قلب پاک اذ جاء ربه بقلب سلیم (صافات 84)ه- صابران و اسماعیل و ادریس و ذالکفل کل من الصابرین (انبیاء 85)و- شایستگان و ادخلناهم فی رحمتنا انهم من الصالحین (همان)ز- پیشقدم در کارهای نیک یسارعون فی الخیرات (انبیاء 90)ح- خداوند را با بیم و امید می خوانند یدعوننا رغبا و رهبا (همان)ط- خداوند از ایشان راضی است و ایشان از او راضیند رضی الله عنهم و رضواعنه (بینه8)

"حاج حسین علی ابادی"نمونه هایی از جایگاه معلم در فرهنگ اهل بیت (ع):

1- عزیزترین قشر جامعه: حضرت امیر مؤمنان علی علیه‏ السلام، احترام معلم را بر هر قشری از جامعه لازم می‏ دانست و به مسلمانان سفارش می‏ فرمود که به پاس خدمات این گروه ارزشمند در هر مقامی که باشند، آنان را همانند پدر خود گرامی بدارند. ایشان در این زمینه فرمود: «قمْ عَنْ مَجْلِسِکَ لاَِبیکَ وَمُعَلِّمِکَ وَلَوْ کُنْتَ اَمیرا؛ به پاس گرامیداشت پدر و معلم خود به‏ پا خیز! گرچه پادشاه باشی.» امام زین العابدین علیه ‏السلام نیز در ضمن شمارش حقوق اقشار مختلف جامعه، معلمان را از طبقات برتر جامعه قلمداد کرده، به دوستان و شیفتگانش سفارش می فرمود که حقوق معلمان و اساتید خود را به نحو شایسته ‏ای مراعات کنند و در رساله حقوق خود فرمود: «حَقُّ سائِسِکَ بِالْعِلْمِ فَالتَعْظیمُ لَهُ وَالتَّوْقیرُ لِمَجْلِسِهِ وَحُسْنُ الاِْسْتِماعِ اِلَیْهِ؛ حق آموزگار تو این است که او را تعظیم کنی و در مجلس، محترم بداری و به نیکویی سخنانش را گوش کنی.» در تفسیر امام عسکری علیه ‏السلام آمده است: «هنگامی که به حضرت هادی علیه ‏السلام خبر رسید یکی از فقهای شیعه ـ که در مقام استادی بود ـ با برخی از ناصبیان مناظره کرده و با برهان محکم و متقن، باطل بودن ناصبی را اثبات نموده و او را رسوا کرده است، [خیلی خوشحال شد و] هنگامی که آن استاد فرزانه به حضور امام هادی علیه ‏السلام رسید، امام او را در صدر مجلس به تخت بزرگی که در آنجا قبلاً نهاده بودند، راهنمایی کرد. این در حالی بود که گروهی از علویان و بنی هاشم حضور داشتند و خود امام بر آن تخت ننشست. حضرت، آن استاد فقیه را بالا برد و تعظیم کرد تا اینکه بر روی آن تخت نشانید.»

2- ویژگی های معلمان شایسته: در سطور گذشته روایاتی در مقام و منزلت معلمان شایسته بیان شد. در خاتمه، به برخی از شرایط آنان نیز اشاره می‏شود:

1. اخلاص امام صادق ع: الْمُعَلِّمُ لا یُعَلِّمُ بِالاَْجْرِ وَیَقْبَلُ الْهَدِیَّةَ اِذا اُهْدِیَ اِلَیْهِ؛ معلم به خاطر مزد درس نمی‏دهد، [بلکه برای خدا و با خلوص نیت آموزش می‏ دهد] و هرگاه هدیه‏ ای به او دادند، آن رامی‏ پذیرد.

2. عدالت میان شاگردان پیامبر اکرم ص دورترین مردم از خداوند را دو گروه معرفی نمود و در توضیح گروه دوم فرمود: وَمُعَلِّمُ الصِّبْیانِ لا یُواسی بَیْنَهُمْ وَلا یُراقِبُ اللّهَ فِی الْیَتیمِ؛ و معلم کودکان که در میان آنان به عدالت رفتار نمی‏کند و در مورد یتیم، خدا را در نظر نمی ‏گیرد.

3. تواضع علی ع فرمود: مَنْ تَواضَعَ لِلْمُتَعَلِّمینَ وَذَلَّ لِلْعُلَماءِ سادَ بِعِلْمِهِ؛ هر معلمی که بر شاگردانش تواضع و فروتنی کند و در برابر دانشمندان، خود را کوچک و پایین دست به حساب آورد، با دانش خود به آقایی می‏رسد.

4. عمل به گفته‏ های خود رسول خدا ص : در روز قیامت دانشمندان [و معلمان] بد را می‏آورند و به آتش جهنم می‏اندازند. یکی از آنان [از شدت عذاب] در داخل آتش به دور خود می‏ چرخد... کسانی که از او علم آموخته و نجات یافته ‏اند، به او می ‏گویند: وای بر تو! ما راه راست را از تو آموختیم و هدایت شدیم. چرا تو این گونه‏ ای؟ او پاسخ می‏ دهد: من نسبت به آنچه به شما می‏ آموختم و شما را از آن نهی می ‏کردم، مخالفت کردم.

ماه مبارک رمضان معلم اخلاق است

انسان می‌تواند در ماه مبارک رمضان راه صد ساله را بپیماید و ماه تمام بشود و عیدی بگیرد از خدا. چه عیدی‌ای بگیرید؟ آدمیت. شاید هم اینکه روز اول شوال را اسلام عید قرار داده است برای همین باشد که ما به واسطه ماه مبارک به مقصود و مطلوب رسیدیم.یک روایتی است که این روایت را دو جور خوانده‌اند: الصوم لی و أنا اجزی به مشهور این جور می‌گویند که خداوند فرموده روزه مال من است من هم پاداش می‌دهم. گفته‌اند که نماز و حج هم مال خدا است و خدا پاداش می‌دهد. پس الصوم لی و انا اجزی به یعنی چه؟ لذا اهل دل این اجزی را مجهول خوانده‌اند: الصوم لی و انا اُجزا بهخداوند می‌فرماید: روزه مال من است پاداشش خود من هستم. خودم را می‌دهم به این". گاهی عمل مال خدا است، این خلوص فقهی است، گاهی دل مال خدا است، این خلوص اخلاقی است. علاوه بر اینکه عمل مال خدا است، دل هم مال خداست. در ماه مبارک رمضان انسان می تواند برسد به این مقام، یعنی بشود مصداق لاتلهیهم تجاره و لابیع عن ذکر الله دیگر وابستگی هیچ کسی در دل نباشد جز خدا.

این ماه مبارک رمضان یک معلم اخلاق است و از این معلم اخلاق خیلی استفاده بکنید. خود قرآن می‌گوید معلم اخلاق است کـتِبَ عَلیکم الصیامَ کما کتب عَلَى الذینَ من قبلکم لعلکم تتقون (بقره183). مرحله اول که این روزه می‌دهد حس پرهیزکاری است؛ حس خویشتنداری. روح خدا ترسی در عمق جان ما. این روح خداترسی در عمق جان ما اگر نباشد، ما نمی‌توانیم خودمان را حفظ کنیم.

اخلاق کاربردی معلم در پرتو مبانی اسلامی

راههای مناسب ارتباط گیری و تأثیرگذاری مربیان بر فراگیران براساس آموزه های دینی.
امام صادق(ع) : 
کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم(1)؛ مردم رابا غیر زبانتان به نیکی ها فراخوانید. منشأ تمام گفتار و کردار آدمی، خوبی ها و بدی های او، نفس است. اگر نفس اصلاح شد، دنیا و آخرت انسان تأمین و آباد می شود و اگر نفس به فساد و تباهی کشیده شد، سرچشمه هلاکت است. انسان ها برای کسب سعادت خود باید به نفس خویش آگاه باشند و دقیقاً آن را بشناسد. توانایی ها و پتانسیل های او را مدنظر قرار دهند واین اولین قدم برای خودسازی است. نفس چون بدن، گاهی سالم است و گاهی بیمار؛ اگر نفس انسان بیمار شد، آثار سوء این بیماری بسیار خطرناک تر از بیماری جسم است؛ از این رو باید به عوامل و شرایط صحت نفس، توجه بیشتری شود. امام حسن مجتبی(ع) فرمودند: عجبت لمن یتفکر فی مأکوله کیف لا یتفکر فی معقوله(2)؛ تعجب می کنم از کسانی که درباره غذای جسم خود فکر می کنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تعقل نمی نمایند.» تا انسان خود را نسازد سالم نخواهد بود. سلامتی ملاک و معیار آزادی از آتش و رسیدن به سرمنزل مقصود و سعادت است. به مصداق یوم لا ینفع مال و لابنون¤ الا من اتی الله بقلب سلیم (شعرا 88 و 89)
انسان نمی تواند دیگری را بسازد و او را خوشبخت نماید، مگر این که اول خود را بسازد، انبیا که برای تهذیب و تزکیه نفوس پا به میدان جهاد گذاشتند، اول خود از مرز تهذیب گذشته بودند؛ هر کس می خواهد جا پای انبیا بگذارد و مشغول به شغل آن ها شود، باید طاقت تحمل بار چنین مسئولیتی را داشته باشد، در این صورت او معلم و مرشد خواهد بود و در این صورت پاشیدن بذر در قلب شاگردان به میوه می نشیند. معلم با گفتار و بیش از آن، با کردار خود، پایه های بنای شخصیت شاگرد را پی می ریزد و آثار آن را در سال های آینده در جوامع مشاهده می کند. یک مصلح و یک جنایتکار حرفه ای هر دو، روزی در برابر معلم زانو زده بودند. سهم تربیتی معلم در کنار سهم اراده این اشخاص نقش مهمی در سعادت و شقاوت آنان دارد.

قلب دانش آموز بستر پذیرش آموزه های اخلاقی معلم
معلمی که می خواهد به تربیت شاگرد خود بپردازد، باید برای «ارتباط سالم» سرمایه گذاری کند. سپس از مهم ترین وسیله ارتباط یعنی «کلمات» کمک بگیرد، آن گاه به سراغ «فضاسازی» رود، هم «فضای ارتباط» بسازد و هم «فضای معنوی ارتباط» را آماده کند. قدم ها را آهسته و یک به یک بردارد، او برای کاشتن بذر عشق و محبت نیازمند جراحی و شیار کردن قلب شاگرد است، از ایمان به خدا و توکل به او شروع کند و با آرامش، و اخلاقی خوش از طول زمان نهراسد که کنفوسیوس حکیم گفت: اگر زحمات تو برای یک سال است، دانه بیفشان و اگر برای 10 سال است نهال بکار و اگر برای صد سال است انسان تربیت کن. شیرین ترین از جان کلام این حکیم چینی، نیم سطر آیه الهی است که اگر یک نفر را زنده کنی گویی همه آدمیان را زنده کردی.(مائده 23) به منظور بسترسازی برای تربیت صحیح، باید گام های زیر را برداشت.
اول: موقعیت فعلی دانش آموز و آمادگی روانی او شناخته شود. حالت انسان در خشم و غصب و غم و اندوه و شادی و هیجان و رنج و درد و قرابت و غرامت و... یکسان نیست. انتقال آموزه های اخلاقی باید در شرایط مناسب صورت گیرد.دوم: خوب گوش دادن به سخنان شاگرد براساس «یقولون هو ادن قل ادن خیر لکم» (توبه 16) و فبشر عبادالذین یستمعون القول.. (زمر ۱۷و ۱۸)
سوم: پذیرفتن شاگرد آن چنان که هست نه آن چنان که باید باشد. «باید» به زبان و نگاه و دستان معلم وابسته است نه به شاگرد. این معلم است که قادر است آن چنان که باید باشد را به نمایش بگذارد.چهارم: احساس همدردی و همدلی خود را به شاگرد بنمایاند. این احساس باید با شروع کلماتی اطمینان بخش آغاز شود. در اینجاست که باید از عصای احتیاط کمک گرفت و حساب شده سخن گفت.پنجم: جهت دهی به شاگردان در هر گفتار و کردار. آزادمنشانه، زمینه را برای این نوع از جهت دهی آماده می کند. آنان را باید گرامی داشت. تحت فشار قرار دادن، آن ها را وادار به طغیان می کند.ششم: برانگیختن ارزش ها در شاگرد؛ چون روح عدالت خواهی، عزت طلبی، آزادی، شجاعت، سخاوت و...هفتم: نمایش عکس العمل فضائل اخلاقی و رذائل اخلاقی به شکل فیلم و داستان و بیان.
ترجیحا بیان حالات پیامبران و اولیای خدا و علما و عرفا و صالحان و... و در برابر آنان بیان شرح حال بعضی از ستمگران، متجاوزان و جنایتکاران و آثار سویی که در نسل ها و برای عصرها باقی گذاشتند.
هشتم: تمرین های عملی برای تسلط بر سه قوه غضب، شهوت و خیال.نهم: بهره وری از تشویق و تنبیه با استناد به آیات الهی و روایات معصومین(ع).

تکیه گاه های شخصیت سازی اخلاقی براساس مبانی اسلامی
1- ارتباط سالم
ارتباط سالم و صحیح آن است که، طرفین در امر مبادله اطلاعات و احساسات در فضایی مناسب مشارکت کرده و با یکدیگر هماهنگی داشته و در این ارتباط، هر دو احساس ارزشمندی کنند. به طور کلی ارتباط انسان ها با یکدیگر براساس دو بینش برقرار می گردد: «کرامت»؛ و «اهانت»، یعنی یا براساس تکریم شخصیت است و یا براساس تحقیر شخصیت. ما در برخوردها و ارتباطاتمان با دیگران، هرگونه انسان را تلقی کنیم، همان گونه با او برخورد می کنیم. اگر انسان را موجودی با شخصیت و با عزت بدانیم تلاش می کنیم که این کرامت را در او تقویت کنیم و اگر او را فاقد کرامت نفس بدانیم، سعی در تحقیر او داریم. از دیدگاه اسلام ارتباطی سالم است که بر پایه تکریم شخصیت و عزت نفس و احترام متقابل افراد انسانی استوار باشد.
2
- ارتباط کلامی
یکی از روش های برقراری ارتباط انسان ها با یکدیگر طریقه گفت و شنود و مکالمه است. کلمات، مبین عواطف و احساسات انسان هاست، از طریق رد و بدل کردن کلمات، اهداف و مقاصد و نیت ها آشکار می شود، در حقیقت، شخصیت انسان ها در زیر زبانشان و بین سخنانشان نهفته است.(3) با تحقیقاتی که به عمل آمده، در جامعه ما تقریباً نزدیک به 58% ارتباطات افراد از طریق حرف زدن و گوش دادن (گفت و شنود) و نزدیک به 51% از طریق خواندن و نوشتن است. پس در این مورد، واژه ها و کلمات و جملات نقش ویژه ای را در نقل و انتقال مفاهیم و احساسات انسان ها بازی می کنند. واژه ها در نقل و انتقال اطلاعات و ارتباط دو انسان از بار احساسی مهمی برخوردارند و از نظر عاطفی، کلمات تأثیر فوق العاده ای در روحیه افراد انسانی دارد. بیان و گفت وگو که برای ایجاد ارتباط در قالب کلمات و الفاظ رد و بدل می شود، از اهمیت خاصی برخوردار است و به همین سبب، خداوند متعال در قرآن کریم اولین ویژگی مهم انسان را پس از خلقت او سخن گفتن ذکر می نماید: 
خلق الانسان¤ علمه البیان (رحمن3 و4)؛ انسان را بیافرید. به او سخن گفتن آموخت
بیان و گفتار، مهم ترین وسیله ارتباط انسان ها با یکدیگر است و چون ارتباط فرایندی دو طرفه است، بخش اعظم ارتباط انسان ها از طریق گفت وشنود و همین مکالمات عادی و روزمره صورت می گیرد، لذا در ارتباط صحیح و سالم، باید هم گوینده خوبی بود و هم شنونده خوبی؛ یعنی در تبادل اطلاعات و احساسات و عواطف، باید از نقش و تاثیر عاطفی و روانی واژه ها و کلمات آگاه بود. باید توجه داشت که چگونه بعضی از کلمات و واژه ها در ایجاد و برقراری ارتباط سالم نقشی سازنده داشته و همواره در ایجاد صمیمت و دوستی موثرند.(4) همچنین باید به موقعیت و فضای ارتباط که این واژه ها و کلمات در آن رد و بدل می گردد، آشنایی داشت. گاهی گفتن یک کلمه مثبت، در شرایط و فضای نامناسب و نامساعد، بار منفی القا می کند.(5)

بنابراین باید هم به نقش کلمات و واژه ها و هم شرایط القا و مبادله کلمات آشنایی و دقت کامل داشت. 3-ایجاد فضای ارتباط توسط معلم
باید توجه داشت که قبل از ارتباط کلامی، فضای برخورد یعنی وضعیت ظاهری: نگاه ها و حالت های چهره، ابروها و حرکت ها، در ارتباطات سالم و مناسبات صحیح انسانی بسیار موثر است: قیافه عبوس، تبسم ملیح، غرور و یا خضوع و فروتنی، در ایجاد فضای مثبت و یا منفی اثرهای مهمی در ارتباط ها می گذارند. 
ولا تصعر خدک للناس و لاتمش فی الارض مرحاً؛ (لقمان 81) به تکبر از مردم روی در هم مکش و با غرور بر زمین گام منهعبس و تولی¤ أن جاءه الاعمی¤ و ما یدریک لعله یزکی؛ (عبس 1 تا 3) روی را ترش کرد و سر برگردانید. چون آن نابینا به نزدش آمد و تو چه دانی شاید که او پاکیزه شود.»4-فضای معنوی ارتباط
تواضعواخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین؛ (شعرا 215) در مقابل مؤمنانی که از تو پیروی می کنند، پر و بال فروتنی فرود آر. برخورد کریمانه .... و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً (فرقان36) و چون با نادان ها مقابل شوند، سلام می گویند. و اذا مروا باللغو مروا کراما؛ (فرقان 37) و زمانی که با کژی روبرو شوند، بزرگوارانه از آن می گذرند. تسلط بر خشم: ... و اذا ما غضبوا هم یغفرون؛ (شوری 73) و چون خشمگین شوند خطاها را می بخشایند. پاسخ به سلام: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها؛ (نساء 68) در برخورد چون شما را به سلامی نواختند، پس شما به سلامی بهتر از آن یا همانند آن پاسخ گوئید.5- خوب گوش دادن
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه؛ (زمر ۱۷و ۱۸) پس بندگان را بشارت ده: آن کسانی که به سخن گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می کنند. ... و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم(توبه16) و [منافقین] می گویند که او [پیامبر] به سخن هر کس گوش می دهد. بگو: او برای شما شنونده خوبی است.6- خوب سخن گفتن (لحن و آهنگ گفتار)
از نظر روانی و عاطفی، لحن و آهنگ کلام در ارتباطات متقابل تأثیر مطلوب و نامطلوب دارد؛ گاه اگر سخن با لحن خشن و صدای شدید القا شود، آرامش انسان را به هم می ریزد، تأثیر منفی در روحیه طرف مقابل می گذارد و وی را عصبانی می کند؛ و گاه لحن نرم و آرام؛ غضب و عصبیتی را فرو می نشاند.
به همین جهت، قرآن برای ایجاد ارتباطی سازنده، لحن خوش و مناسب را در گفتار توصیه می کند:
واقصد فی مشیک و اغضض من صوتک...؛(لقمان19) در رفتارت راه میانه رو باش و لحن سخنت را آرام کن.» «فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی؛ (طه44) با او [فرعون] به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد، یا بترسد. ... ولتعر فنهم فی لحن القول و الله یعلم اعمالکم؛ (محمد۳۰) و تو آن ها [منافقین] را از لحن سخنانشان خواهی شناخت، و خدا از اعمالتان آگاه است. ... و قولوا للناس حسنا... (بقره38)؛ با مردم به نیکی سخن بگوئید. ... و قل لعبادی یقولوا التی هی أحسن؛ (اسراء35) و به بندگان من بگو که با یکدیگر به بهترین وجه سخن بگویند.»7- سخن خوب گفتن
...
 و قولوا لهم قولا معروفاً، (نساء5) و به آنان سخن نیک بگویید. قول معروف و مغفره خیر من صدقه یتبعها أذی و الله غنی حلیم (بقره622) سخن خوب و عفو و گذشت، بهتر از صدقه ای است که آزار به دنبال داشته باشد. خدا بی نیاز و بردبار است.8- ارزیابی منفی ممنوع «... لایسخر قوم من قوم...؛ (حجرات11) گروهی، گروه دیگر را مسخره نکنند. ... ولا تلمزوا أنفسکم...؛ از یکدیگر عیب جویی نکنید. ...ولا تنابزوا بالالقاب...؛ و یکدیگر را به القاب زشت صدا نکنید.9- نقش روانی و عاطفی کلمات
به این جمله بیاندیشید 
ولا یحزنک قولهم؛ (یونس56) سخن آنان تو را غمگین نکند.» در ارتباط بین دو انسان، واژه ها و کلمات گاهی نقش سازنده یا مخرب دارند. بعضی از کلمات روح انسانی را خراش می دهند و موجب شیارها و زخم هایی در دل انسان می گردند. این زخم ها گاهی کاری تر از زخم شمشیر(6) و ماندگارتر از آن است و همواره مثل خوره روح آدمی را می خورد و منجر به بیماری های عمیق روانی میگردد. کلمات و جملات ناسالم موجب ارتباط ناسالم و کلمات خوب و شاد موجب ارتباط سالم می گردد. گاهی کلمات ناسالم به طور ناخودآگاه پیامدهای مخربی به بار خواهد آورد و سبب تضعیف و تحقیر شخصیت و آزرده شدن میگردد. تحقیر شخصیت منشأ بسیاری از گناهان و رذایل اخلاقی است.

اظهارنظرها و کلمات ناهنجاری که در برخوردهای ارتباطی روزانه والدین رد و بدل می شود، عزت نفس آنان را جریحه دار می سازد و تهدیدی برای ارتباط سالم خود و فرزندانشان خواهد بود. غرولندهای مادر یا پدر در حضور فرزندان نیز آثار بسیار ناگواری در شبکه ارتباطی خانواده به وجود خواهد آورد. اگر در محیط مدرسه از این روند جلوگیری نشود، فساد این آثار در جامعه نمایان می شود.انکم مؤاخذون باقوالکم فلا تقولوا الا خیراً؛(7) شما در مورد گفتارتان مورد مؤاخذه قرار می گیرید پس نگویید مگر سخن خیر و نیکی را.» مشکل عمده ما این است که از مهارت های ارتباطی سالم بی بهره ایم. بیشتر اعضای خانواده ها در جامعه ما انسان های مؤمن، متدین و وفادار به یکدیگرند؛ ولی متأسفانه در ایجاد ارتباطی سالم و شاد با هم، به ویژه از زمانی که صاحب فرزند می شوند، بی بهره اند.
1- کافی، ج 2، ص 97. 2- بحارالانوار، ج 1، ص 812. 3- نهج البلاغه، حکمت841. 4-گاهی کلمات به سبب نقش مخربی که دارند موجب ارتباط ناسالم می شود. 5- 
زله اللسان اشد من جرح السنان لغزش زبان شدیدتر از زخم نیزه است.» علی(ع)، شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج4، ص 11.1 6- رب کلام أنفذ من سهام؛ چه بسا سخن که شکافنده تر از نیزه و شمشیر است. غررالحکم، 223.5 7- تصنیف غررالحکم، ص561.

دانش آموز نمونه از دیدگاه معصومین (ع)‏

دانش آموز نمونه کسی است که با دقت مطالب را یاد بگیرد و حرمت معلم را حفظ کند و نکات زیر را که در احادیث به آنها اشاره شده، رعایت کند؛ شخصی نزد رسول خدا ص آمد و عرض کرد: علم چه حقی دارد؟ ما حقّ العلم؟ آن حضرت فرمود:‏

‏1. سکوت و توجه داشتن: ألانصات له.‏

‏2. خوب به درس گوش کند: ألاستماع له2.‏

‏3. دانش را خوب به دل بسپارد و کاملاً آن را فرا بگیرد: الحفظ له.‏

‏4. به علمی که آموخت، عمل کند: العمل به.‏

‏5. علمی را که آموخته به دیگران هم بیاموزد: نشره.‏

‏6. استاد را تکریم و احترام نماید. (1)

امام سجاد علیه السلام فرمود: التعظیم له.‏

‏7. حرمت کلاس درس را نگه دارد: و التوفیر لمجلسه.‏

‏8. در کلاس رو به استاد بنشیند و خوب گوش دهد: حسن الاستماع إلیه و الإقبال علیه.‏

‏9. صدایش را از صدای استاد بلندتر نکند و داد نزند: لا ترفع علیه صوتک.‏

‏10. در سخن گفتن بر استاد پیشی نگیرد: لاتجیب احداً یسئله عن شئ.‏

‏11. در کلاس با کسی حرف نزند: و لاتحدث فی مجلسه أحداً.‏

‏12. نزد استاد از کسی بدگویی نکند: ولاتغتاب عنده احداً .‏

‏13. اگر کسی از استاد بدگویی کرد، از استاد دفاع کند: و أن تدفع عنه إذا ذکر عندک بسوء.‏

‏14. ایرادها و اشکال های معلم را بپوشاند: و تستر عیوبه (آبروداری کند).‏

‏15. صفات خوب معلم را برای دیگران بیان کند: و تظهر مناقبه.‏

‏16. با دشمنان معلم دوست نشود و با دوستانش دشمنی نکند: و لاتجالس له عدوّاً ... .‏

‏17. در حضور معلم با کسی در گوشی حرف نزند (پچ پچ نکند): ولا تسار فی مجلسه.‏

‏18. در برابر معلم و استاد کاملاً کوچک و متواضع باشد.‏

‏19. در برابر معلم با دست به کسی اشاره نکند: و لاتشیر عنده بیدک(2)‏

‏20. بر خلاف نظر استاد از کسی مطلبی نقل نکند.‏

‏21. اگر کلاس طولانی شد، اظهار خستگی نکند.‏

‏22. خدمتگزار استاد باشد: إذا رایت عالماً فکن له خادماً.‏

23 علم و مورد مطالعه قرار کتاب احترام بهمراه گ ب: از دانشمند محترم احترام بود توسط پروردگار خود . (3)

‏24. دانش و معلومات خود را زیاد نداند: و لایستکثر ما علم(4)‏

‏25. درس ها را زیاد تکرار کند تا از یاد نبرد: لافقه لمن لا یدیم الدرس. (5)‏

‏26. برای یادگیری وقت کافی بگذارد. حضرت خضر ع به حضرت موسی ع فرمود: تفرغ للعلم إن کنت تریده فإنّما العلم لمن تفرغ له؛ اگر طالب علم هستی برای یادگیری آن وقت بگذار.‏ (6)

‏27. از کتاب ها حفاظت کند و به کتاب احترام بگذارد.‏

‏28. در کلاس درس با وضو و طهارت باشد.‏

‏29. قصدش از یادگیری، عالم شدن و خدمت کردن باشد و نه شغلی دست و پا کردن.‏

‏30. و بالاخره انگیزه او برای آموختن، ارزش علم باشد و نه مدرک و فخر و مباهات کردن. اگر دانش آموزی امتیازات فوق را کسب کرد، او دانش آموزی موفق و نمونه است.‏


معلّم، آسمان دیدگانمتو ای روشن گر روح و روانم
دلت آیینه عشق الهینگاهت جلوه لطف الهی
لبانت چون شکوفه باز گشتهدلت دنیای رمز و راز گشته
صدایت صاف و لبریز از ترنّمکلامت جذبه عشق و تکلّم
کلید قفل گنج آسمانیمعلم، ای امید زندگانی
تو دنیای بزرگ علم و دینیالهی خیر از عمرت ببینی




موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ