X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
اسامی و اصطلاحات تاریخ ایران و جهان ( 1 ) درس اول : تاریخ چیست و مورخ کیست ؟
اسامی و اصطلاحات تاریخ ایران و جهان ( 1 ) درس اول : تاریخ چیست و مورخ کیست ؟
  تاریخ : پژوهش در رخدادها و کارهای آدمی  در گذشته است . هر چند غالبا این رشته مطالعاتی در زیر گروهی از علوم انسانی و  علوم اجتماعی قرار داد

اسامی و اصطلاحات تاریخ ایران و جهان ( 1 ) درس اول : تاریخ چیست و مورخ کیست ؟

پنجشنبه 16 دی 1395 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : حسین علی آبادی استاد تاریخ تشیع


 

 تاریخ : پژوهش در رخدادها و کارهای آدمی  در گذشته است . هر چند غالبا این رشته مطالعاتی در زیر گروهی از علوم انسانی و

 علوم اجتماعی قرار داده اند با این حال می توان آن را به عنوان پلی بین این دو شاخه تلقی کرد زیرا روش های مطالعاتی  مختلف

آن از هر دو شاخه وام گرفته شده اند . تاریخ به عنوان یک رشته ی مطالعاتی دارای شاخه ها و گرایش های جانبی زیادی است که

از آن میان می توان به تاریخ شماری ، تاریخ نگاری ، تبارشناسی و خط نگاری تاریخی اشاره کرد .

باستان شناس : پژوهشگری است که درباره ی انسان و جوامع گذشته ی انسانی پژوهش و تحقیق و مطالعه می کند . در جهان به شاخه های متعدد چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی تقسیم می شود . برای واژه ی باستان شناسی نیز تعاریف مختلفی ارائه شده است و شاخه ای از علوم انسانی است که مردم شناسی نیز  نامیده می شود . باستان شناسی آن شاخه از انسان شناسی است که درباره ی انسان از آغاز پیدایش او بر پهنه ی گیتی تحقیق می کند .

درس دوم : تمدن در « میان دو رود »

سومر : اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق یعنی میان رودان  ( دجله و فرات ) و شمال خلیج فارس بودند . آنها در شهر باستانی بابل  سکونت داشتند و تمدنی پرمایه را پی ریزی نمودند .  تاریخ  ورود سومریان به  این سرزمین دقیقا مشخص نیست ولی  کاوش های اولیه تاریخ ورود آنها را حدود 4500 سال پیش از میلاد مسیح تعیین کرده اند .

گیل گمش : بر اساس فهرست شاهان سومر وی پنجمین پادشاه اوروک بوده که حدود 2700 سال پیش از میلاد در یک دوره ی 125 ساله  بر سومریان  حکومت می کرد . حماسه ی  معروف گیل گمش که در دوازده لوح  ذکر شده است از آثار به جا مانده از دوران حکومت وی در سومر است .

سارگن : سارگن  بزرگ به زبان اکدی به معنای پادشاه  راستین است . او بنیانگذار  خاندان پادشاهی اکد بوده . در تاریخ نگاشته شده ی جهان او سومین کسی است که توانست یک پادشاهی پدید آورد .

گوتی ها : در هزاره ی سوم  و دوم  پ . م  به  گروه نژادی اطلاق می شد که  در شرق  و شمال غربی  لولوبی ها  و احتمالا در آذربایجان کنونی ایران و کردستان زندگی می کردند . اسناد تاریخی بیانگر این است که در هزاره ی اول پ. م همه ی اورارتوها و ماناها و مادها را گوتی می گفتند و تنها در کتیبه های سارگن دوم مادهای ایرانی زبان از گوتی ها مشخص و جدا گشته اند . حمله ی اقوام گوتی به میان دو رود نخستین هجومی است که تاریخ آسیای غربی کهن از آن یاد می کند .

حمورابی : وی از 1795 تا 1750 پ. م فرمان روای اموری ها بود . واژ ه ی حمورابی به معنای « خویشاوند سببی مذکر شفا دهنده » است . شهرت حمورابی به علت قوانین مدون اوست که شامل 282 ماده در باب حقوق جزا ، حقوق مدنی و حقوق تجارت است . متن این قوانین بر روی ستونی به ارتفاع 5/2 متر گرداگرد این ستون در 34 ردیف با خط میخی نگاشته شده است .

آشوری ها : از تمدن های میان رودان است که حدود 2500 سال پ. م در شمال رود دجله شکل گرفت . آنان مردمانی جنگجو و خشنی  بودند و توانستند  گسترده ترین امپراتوری  زمان خود را به وجود آورند . آشوریان  در آغاز زیر فرمان پادشاهان بابل  به خصوص حمورابی بودند  اما به تدریج مستقل شدند . مردان آشوری لباس های بلند کت مانندی می پوشیدند و ریش بلندی داشتند ، زنان نیز لباس های بلند آستین دار می پوشیدند و بالاپوشی روی شانه هایشان می انداختند .

کلدانی ها : اقوام سامی نژاد بودند که ابتدا در کنار خلیج فارس سکونت داشتند و از قرن هفتم  پ . م بر قدرت  خود افزودند  و با تصرف بابل به تدریج میان دو رود را به چنگ آوردند . از قرن نهم پ . م این سرزمین به کلده معروف شد . آنان بازرگانی را رونق بخشیدند و برای نجوم و حساب اهمیت زیادی قائل بودند . « نبوکد نصر » یا « بخت النصر » از پادشاهان معروف این دولت بود که در دوره ی پادشاهی وی اقدامات بسیاری از جمله بیرون راندن فرعون مصر از شامات ، تسخیر بیت المقدس و به اسارت درآوردن یهودیان ،  تصرف  شهر صور . باغ های معلق  که  از عجائب  هفتگانه ی زمین به  شمار می رود  در این روزگار بنا گردیده . این دولت در زمان پادشاهی نبونید در سال 538 پ . م  با حمله ی کورش به بابل پایتخت آنان منقرض گردید .

 

 خط میخی : به آن دسته از خطوط گفته می شود  که نمادهایی شبیه میخ دارند . از گونه های مختلف خط میخی می توان به میخی سومری ، اکدی ، ایلامی ، اوگاریتی  اشاره  کرد  و همچنین خط  میخی هخامنشی که برای نوشتن فارسی باستانی به  کار می رفته است . تمامی خطوط میخی  از چپ به راست نوشته می شوند . به عقیده ی برخی مبنایی اندیشه نگار دارد و در همه ی  کشورهای آسیای غربی به کار می رفته  و پژوهشگران ، سومریان را ابداع کننده ی خط میخی می دانند .

درس سوم : مصر ، هدیه ی نیل

 

 سلاطین اهرام : در پایان دودمان سوم  مصر باستان ساختن اهرام آغاز  و به تریج  گسترش پیدا کرد . اما این معماری در زمان دودمان چهارم مصر به اوج خود رسید . « خوفو » یا « خئوپس » در حدود 2580 سال پ. م این هرم بزرگ را برای محل دفن یا همان آرامگاه فرعون ساخت و پس از مدتی پسر و نوه ی او « خفرع » و « منکورع » نیز هرم هایی برای خود ساختند .

رامسس دوم : از فراعنه ی مصر باستان در سال های 1213 1279 پ. م و از دودمان نوزدهم پادشاهان آن سرزمین بود . وی  در آغاز دهه ی بیستم زندگی به  پادشاهی رسید  و 66 سال و دو ماه پادشاه مصر بود  و بسیاری از مورخان باور  دارند که رامسس دوم فرعونی  بوده است که هم عصر حضرت موسی (ع) بوده . در کتیبه های مصر از او به عنوان پروردگار و خدای بی همتا یاد شده است .

مومیایی کردن : طبق باورهای مصریان باستان مردگان در دنیای دیگر زندگی را به نوع دیگری آغاز می کردند و پس از مرگ تا  زمانی که جسم آنها سالم باشد روحشان نیز  زنده خواهد ماند به همین جهت مردگانشان را مومیایی  می کردند تا جنازه پوسیده نشود و روح زنده بماند . مومیایی کردن مردگان به خصوص در مورد فرعون هایی که  می مردند با دقت کامل انجام می شد  و به دست مومیاگرهای با تجربه و ماهر صورت می پذیرفت از سوی دیگر هوای خشک و سوزان و بدون هرگونه آلودگی  و میکروب داخل مقبره ها کمک بسیار موثری بود در جلوگیری از فساد و نابودی جسدهای مومیایی شده .

طریقه ی مومیایی کردن : هنگامی که یک فرعون می مرد ، مستخدمان بدن او را به معبدی نزدیک آرامگاهش می بردند . ابتدا کاهن حنوط کننده بدن حاکم را به آرامی روی یک میز باریک قرار می داد و اندام های داخلی اش را تخلیه می کرد تا مانع پوسیدگی شود . سپس از طریق بینی با  یک قلاب بلند مغز را  قطعه  قطعه خارج می کردند . تنها  اندامی که برداشته  نمی شد قلب بود  زیرا گمان می رفت  که مرکز روح بود . سپس بدن فرعون با شراب خرما شستشو داده می شد  و با صمغ مر ( ماده ای از نوعی درخت خاص به   دست می آید و برای عطر سازی استفاده می شود )  پر  و دوباره می دوختند . سپس حنوط گران آن  را با نترون ( نوع خاصی از نمک ) می پوشاندند تا مایعات درون بافت های بدن خشک شود .  بعد از هفتاد روز بدن خشک شده را در نیل می شستند و  روی پوست  روغن و موم می مالیدند . سپس  پیکر را  در نوارهایی ار کتان نازک می پیچیدند . بر اساس اعتقاد مصری ها اگر تمام این عملیات درست انجام می شد ، فرعون مرده به زودی به زندگی باز می گشت .

خط هیروگلیف : این  خط را مصریان اولین بار جهت نوشتن مطالب خود ابداع کردند که  به سه هزار پیش از میلاد برمی گردد . کنده کاران و صنعتگران آن را در دیوار آرامگاه ها ، ستون ها ، تندیس ها و مهر ها به کا می برده اند . این خط که حدود پنج هزار سال پیش  از تصویرنگاری مشتق شد  نزدیک  به 500  علامت تصویری داشت و طرز نگارش آن به  دو صورت عمودی  و افقی بود که در ابتدا به صورت عمودی استفاده می شد .

معنای واژه : « کنده کاری مقدس » این واژه یونانی است  و برای نوشته های قدیمی مصر  نام درستی نیست و فقط به این دلیل روی آن گذاشته بودند که وقتی براب نخستین بار یونانیان قدیم آن را دیدند پنداشتند این نوشته ها توسط کاهنان برای  منظورهایی مقدس کنده کاری شده است .

خط دموتیک : خط رایج مصر باستان در زمان کتابت کتیبه ی روزتا .

 پاپیروس : یا قرطاس گونه ی ابتدایی کاغذ بوده است . پاپیروس از مغز گیاهی به نام علف بوریا است و روزگاری به فراوانی در دلتای رودخانه ی نیل در مصر می روئیده است ، تهیه می شد . به صورتی که مغز این گیاه را می گرفتند و آن را قطعه  قطعه کرده و سپس صفحاتی از آن درست می کردند و با وسیله ای از عاج آنها را صیقل داده و صفحات را به هم می چسباندند.

درس ایران قبل از آریایی ها چهارم : سرزمین و مردم

هل تمتی : عیلامی ها  خود کشورشان را به الفبای میخی تحت  عنوان « هل تا ام تی » می نوشتند که  می تواند « هل تمپت »  هم خوانده شود .  در اینجا « هل » به معنای سرزمین و تمپت به معنای « (فرزانه) سرور » است . این اطلاق بیانگر آن است  که عیلامی ها سرزمینشان  را به عنوان « زمین سرور »  یا « سرزمین خداوند » می دیدند ، گر چه این امر  حتمی نیست .

این شوشینک : بنا بر  نوشته های به جا مانده از قرن 12 ق . م  این شوشینک در  دوران ایلام میانه خدای نگهدارنده ی  شهر شوش بوده است که زیگورات چغازنبیل به او پیشکش شده بود . جایگاه او در طبقه ی پنجم زیگورات یعنی بالاترین طبقه بود و در اعتقاد مردمان عیلام باستان هنگام شب پرواز کرده به آسمان می رود و صبح روز بعد به جایگاه خود باز می گردد . این شوشینک فرمانروای جهان مردگان بوده است .

شاتن : در همه ی دوره های عیلام یک حوزه ی مذهبی به معبد  وابسته بود ، در پایتخت کاهنان متعددی  بودند و کارکنان  زیادی داشتند . در راس این حوزه کاهن اعظم قرار داشت و حتی در نوشته های عیلامی عنوان او را در ضبط آکادی اش « پاشیشو رابو» می توان یافت و در کنار آنان کاهنان عادی عیلامی عنوان شاتن را داشتند .

زیگورات چغازنبیل : نیایشگاهی است  باستانی که  در  زمان  ایلامی ها  و در حدود 1250پ . م  ساخته  شده است  و در 35 کیلومتری شهر  باستانی شوش قرار گرفته است . این عبادتگاه توسط  « اونتاش گال » پادشاه بزرگ ایلام باستان و  برای ستایش این شوشینک ساخته شده است . زیگورات یا معبد هرمی چند طبقه که بلندی اولیه ی آن 52 متر و 5 طبقه بود . چغازنبیل واژه 

محلی و مرکب از دو واژه ی چغا به معنای تپه در زبان لری و زنبیل که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می کردند .

درس پنجم : تلاش برای زیستن ؛ آریایی ها از مهاجرت تا تشکیل حکومت

آریایی ها : واژه ی آریا  که  معنای آزاده ، شریف  و بزرگوار می دهد  به  قومی از  نژاد هند و اروپایی  گفته می شد  که نیاکان مردمان سرزمین های ایران ، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخش هایی از اروپا هستند و حدود دو هزار سال پ. م به شکل قبیله های کوچک در دورترین نقطه ی شرقی فلات ایران و در جنوب فلات پامیر و به اعتقاد برخی در شمال کوههای هندوکش و یا در روسیه اطراف دریاچه ی آرال می زیستند . آنان با افزایش جمعیت  مجبور به مهاجرت شدند و به نواحی شرق  و غرب و جنوب سرزمین اصلی  خود  کوچ کردند . دلیل اصلی این مهاجرت مشخص نیست اما  به نظر می رسد  دشوار شدن شرایط آب و هوایی  و کمبود چراگاه ها از دلایل آن باشد . مهاجرت آریایی ها به فلات ایران به صورت تدریجی و در دوره های مختلف صورت گرفته است که در پایان دوران نوسنگی آغاز و تا 4000 پ . م ادامه داشته است .

کیانیان : دومین سلسه ی  پادشاهی اساطیر ایرانی  هستند  و زمانی در شرق ایران حکمرانی می کردند . موسس این  سلسه  بر اساس اطلاعات شاهنامه ی فردوسی « کی قباد » است و با مرگ « دارا » پسر « داراب » نیز این سلسه منقرض شد .

مغ : مغان در نزد غربیان  به عنوان گروه اسرار آمیز شناخته شده بودند و کلمه ی Magic  در زبان های اروپایی به معنی  جادو و برگرفته از کلمه ی مغ است . این واژه به صورت « مگو » چندین بار در کتیبه های بیستون آمده و در اوستا به صورت « مغو » و  در پهلوی « مغ » شده است و بنا  به روایتی  در اصل طایفه ای از مادها بودند که اجرای امورات مذهبی را بر عهده داشتند . با روی کار آمدن هخامنشیان  مغان همچنان  تولیت امور مذهبی  را حفظ کردند و  در دوران ساسانیان به  پایین ترین مرتبه از سلسه مراتب روحانیت زردشتی اطلاق می شد .

 زردشت : پیامبر ایرانی و بنیان گذار دین زردشتی یا مزدیسنا و بنا به نوشته های یشت های کهن وی در « ایران وئج » در ساحل رود « دائیتی »  در سرزمین قبایل ایرانی  زاده شده است . مادرش « دغدو »  و نام پدرش « پوروش اسب » است و نام  خانوادگی زردشت « اسپنتمان » بود . وی پس از اعلام پیامبری به شمال خاوری ایران یعنی منطقه ی بلخ کوچ کرد و در آنجا از «گشتاسب»

خواست تا  به آئین وی درآید و او نیز پس از مشورت  با بزرگان این آئین تازه را پذیرفت و زردشت توانست  دین خود  را گسترش دهد . او در سن 77 سالگی در نیایشگاه بلخ به دست یک تورانی کشته شد .

اهورامزدا : نام خدای یکتا در آئین زردشت است . واژه ایی ترکیبی  از « اهورا » به معنای سرور و بزرگ و « مزدا » به معنی هوشیار و آگاه و دانا است و « اهورامزدا » در مجموع به معنی سرور دانا است .

اوستا : نام کلی مجموعه ی  کهن ترین نوشتار  و سروده های  ایرانیان است  و در روزگار باستان بیست و یک  نسک ( کتاب ) داشته و در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است که عبارتند از : یسنه که سخنان زردشت موسوم به گاهان در آن گنجانده شده ، یشت ها ( سرودهای نیایشی ) ، وندیداد ، وسپرد ، و خرده اوستا . واژه ی اوستا که خود در کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت است و بر روی هم اوستا را می توان به معنی آگاهی نامه یا دانش نامه دانست و آن را گاهی مرجع نامه نیز می نامند .

دیااکو : وی آوازه ای در دادخواهی داشت که ابتدا اهالی روستایی که در آن زندگی می کردند و سپس همه ی افراد قبیله اش برای رفع دعواهایشان به او مراجعه می کردند . پس از آنکه  به قدرت خود پی برد به دلیل  بازماندن از کارهای شخصی  از داوری میان مردم کناره گرفت . پس از آن دزدی و غارت زیاد شد و بزرگان نزد وی آمده و  در خواست کردند حکومت را بپذیرد او نیز به شرط اینکه قصری برایش بسازند و سربازانی محیا کنند پذیرفت . او مدت 53 سال پادشاهی کرد و فرصت مناسبی بود که قبایل ماد را که تا آن زمان پراکنده بودند متحد سازد و به ملت واحدی تبدیل کند .

فرورتیش : پس از پدرش  دیااکو  و بین  سال های 665 تا 633 پ . م  حکومت می کرد . وی جنگ های پدرش با  آشوریان را ادامه داد اما شکست خورد و به دست آشور بانیپال کشته شد .

هوخشتره : آغاز سلطنت رسمی  وی از سال 625 پ . م  بوده است . او با از بین  بردن سکاها قدرت از دست رفته ی مادها  را بازگردانید  و  بعد از آن با  تصرف پایتخت آشور  بر بخش بزرگی از آسیای غربی فرمانروایی  کرد .  پادشاه بابل نیز  با ازدواج  با « آمی تیس » دختر هوخشتره به اتحاد مادها درآمد . پس از آن وی به جنگ با  لودیه رفت که این جنگ شش سال به  طول انجامید و در سال هفتم با کسوفی که پدید آمد طرفین ترسیده و دست از جنگ کشیدند و  با میانجی گری بابل صلح را پذیرفتند و رود هالیس مرز دو دولت تعیین گردید ، یکسال بعد از این ماجرا درگذشت .

لودیه : دولتی مقتدر واقع در ترکیه ی  امروزی و از دولت  شهرهای باستانی این کشور بوده  است . سواره نظام  کار آزموده  و متحدان معتبری چون بابل و مصر داشت و در موقع ضرورت از  وجود سربازان مزدور یونانی استفاده می کرد . این  دولت توسط کورش بزرگ هخامنشی منقرض شد و به زیر سلطه ی هخامنشیان درآمد .

اژدهاک : « ایختوویگو »  آخرین پادشاه  ماد نامی است  که نبونید پادشاه بابل در یکی از کتیبه های خود  از وی یاد کرده است . پس از  فوت هوخشتره ولیعهد  وی که آژدهاک و داماد پادشاه  لیدی بود به سلطنت رسید . به دلیل اینکه  ملکه ی او دختر  پادشاه لیدی بود و خواهرش نیز ملکه ی بابل  بود در دوران 34 ساله ی سلطنتش با آرامش سپری شد  و روزگار خود را به خوشگذرانی طی کرد و دربار خود را به تقلید از آشور با تجمل کرده بود . دختر او ماندانا به عقد یک نجیب زاده ی پارسی به نام کمبوجیه درآمد که حاصل این ازدواج کورش بزرگ بود و بعدها علیه پدربزرگ خود قیام کرده و او را از سلطنت خلع کرد .

درس ششم : هخامنشیان

 کورش : فرزند کمبوجیه از قوم پارس و ماندانا دختر آژدهاک آخرین پادشاه ماد که بر اثر  فشار بیش  از اندازه ی مادها  بر قوم پارس به جنگ پدربزرگ رفته و با شکست وی هگمتانه را تسخیر نمود و سلسه ی هخامنشیان را در سال 550 پ . م بنیان نهاد.

 نبونید : واپسین شاه بابل که تا چیرگی  کورش کبیر بر بابل حکومت  می کرد که با شکست وی امپراتوری قدرتمند بابل به  دست کورش در سال 538 پ . م فتح شد و ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشیان گردید .

مردوک : یکی  از خدایان  باستانی تمدن  بابل است  که  به عنوان خدای باروری  و  آفرینش  مطرح شده است . او در  دوره ی حمورابی به عنوان محافظ بابل به شمار می رفت .

کمبوجیه : پسر بزرگ کورش هخامنشی و به نام های کمبوجیه ی دوم و کمبوزیه ( کامبیز ) نیز معروف است و از 530 تا 522 پ . م شاهنشاهی وی ادامه داشت . از اقدامات مهم وی از بین بردن برادر خود بردیا و لشکرکشی به مصر بود .

داریوش یکم : شاهنشاه بزرگ سلسه ی هخامنشیان و از بزرگ ترین فرمانروایان مشرق زمین در دوره ی باستان است . وی در مملکت داری  سازمانی برقرار کرد  تا  پایان  دوره ی هخامنشی دوام  یافت . وی  برای گسترش  بازرگانی ، معماری و  راه سازی کوشش های بسیاری انجام داد . آب راهی از نیل به دریای سرخ حفر کرد  تا نیروی دریایی اش به راحتی رفت و آمد  کنند . تاسیس چاپارخانه و ضرب سکه های طلا ی « دریک » را از اقدامات وی می دانند .

کتیبه ی بیستون : از آثار  باستانی ایران واقع در حدود 27 کیلومتری شهر کرمانشاه در غرب ایران است . نام بیستون از واژه  پارسی  باستان « بغستان»  به معنی  جایگه « بغ » گرفته  شده است . نقش بیستون  پیروزی داریوش  یکم بر گئوماته مغ  و  نه شورشی  را نشان می دهد .

ماراتن : در  زمان  داریوش اول هخامنشی یونانیان ( آتنی ها ) به کمک   مردم ایونی شهرهای آسیای صغیر  را تسخیر کردند  و سارد را به آتش کشیدند . داریوش برای آرام کردن منطقه سپاهی به فرماندهی « آرتا فرن » فرستاد . این سپاه در جلگه ی ماراتن پیاده شد و پس از نه روز درگیری علی رغم درهم  کوبیدن مرکز  و قلب یونانیان به دلیل شکست از جناحین مجبور  به عقب نشینی به سمت کشتی ها شدند . داریوش این  شکست را مهم نشمرد و بلافاصله در  کار تدارک  سپاه بسیار بزرگی شد .  جمع آوری سپاه جدید سه سال  به طول انجامید  که در همین زمان داریوش فوت کرد . ( 485 ق . م )  یونانیان جنگ ماراتن را نقطه ی عطفی  در تاریخ خود می دانند .

خشایارشا : جانشین  داریوش یکم  و نام مادرش  « آتوسا » بود . او  در آغاز علاقه ی  چندانی به ادامه ی  نقشه های اروپایی پدرش نشان نمی داد اما برخی از مشاوران شاه بر او تاثیر گذاشته  و او تصمیم گرفت که برنامه ی نظامی  پدرش را تکمیل کند  و یک ارتش بزرگ زمینی و دریایی علیه یونان تدارک دید .

سالامیس : نبرد ایران و یونان در  زمان پادشاهی خشایارشا بود . یونانیان پس از مشورت با یکدیگر تصمیم گرفتند که در جزیره ی سالامیس به دفاع بپردازند . نیروی دریایی ایران بر خلاف کشتی های یونانی که آرایش صف را  در اختیار داشتند به  دلیل تنگی جا به طور ستونی اقدام به حمله کردند که ناگهان  زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت . جنگ تا شب ادامه داشت  و بیش از نیمی از کشتی های ایران نابود شد و سپاه ایران اقدام به عقب نشینی کرد .

خط آرامی : از شاخه های خط  فنیقی است که  به سرعت در  خاور میانه رواج یافت  و پس از مهاجرت اقوام  آرامی از صحرای شمالی عربستان به سوی خاورمیانه تبدیل به خط بین المللی منطقه شد . ترقی روز افزون این خط  با حمایت و  تقویت شاهنشاهان هخامنشی به دست آمد  و در دولت  هخامنشی به خط  و زبان  دیوانی تبدیل شد . دبیران آرامی نژاد  و زبان در دستگاه های دیوانی هخامنشی در سرزمین های مختلف  به  خدمت مشغول شدند  و آن را با  عنوان آرامی  رسمی یا  آرامی  امپراتوری  پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی در ارسال مراسلات به کار گرفتند .

تخت جمشید : نام  یکی از شهرهای  باستانی ایران است که  سالیان سال پایتخت  تشریفاتی امپراتوری  ایران در زمان  دودمان هخامنشیان بوده است . نام تخت جمشید در زمان ساخت ،  پارسه به معنای شهر پارسیان بود . وسعت کامل کاخ های تخت جمشید 125 هزار متر مربع است و از بخش های مهم زیر تشکیل یافته : _ کاخ های رسمی تشریفات تخت جمشید ( کاخ دروازه ی ملل ) _ سرای نشیمن  و کاخ های کوچک اختصاصی _ خزانه ی شاهی _ دژ و باروی حفاظتی . مجموع کاخ های  تخت جمشید در سال 330 پ . م با دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمامی بنای آن به صورت ویرانه ای درامد .

ریتون : ظرفی است که بخش جلویی آن به شکل حیوان و یا انسان درآمده و عموما از اشکال حیوانات با شاخ منحنی که به  عقب برگشته ساخته شده است . ساخت این نوع ظروف  در دوران هخامنشی  رشد چشمگیری یافت و در دوره های اشکانی  و  ساسانی  نیز سیر تعالی پیمود . از سوراخ هایی که در زیر آن تعبیه شده این اعتقاد وجود دارد که برای نوشیدن مایعات ( شراب ) در مراسم مذهبی استفاده می شد .

فرش پازیریک : باستان شناسان شوروی سابق هنگام حفاری زیر یخ های منطقه ی پازیریک در مرز مغولستان فرشی به طول دو متر و عرض یک متر و نیم کشف کردند  که نقش های مرسوم در  کتیبه های هخامنشی  در آن دیده می شود . این فرش را  که نشان دهنده ی پیشرفت هنر و فن نساجی و فرش بافی در دوره ی هخامنشی است سکاها از ایران غارت کرده و به  جنوب روسیه برده بودند .

درس هفتم : یونان و روم

 تمدن کرت : مرکز کهن ترین تمدن در اروپا بوده است . یونانی ها در حدود 4000 پیش به سرزمینی که امروز یونان نامیده می شود وارد شدند . مینوسی ها حدود دو هزار سال پیش از میلاد در جزیره ی کرت که پنجمین  جزیره ی بزرگ  مدیترانه است تمدن بزرگی برپا کردند .

پریکلس : سیاستمدار ، سخنران  و جنگ سالار  اثر گذار و  برجسته ی آتن  بود . وی  ادبیات  و هنر را گسترش داد  و به  دلیل اقداماتش آتن به مرکز آموزش و فرهنگ یونان باستان تبدیل گردید .

جنگ های پلوپونز : یکی از مهیب ترین جنگ های  داخلی دنیای  باستان است . تدابیر سردار یونانی در  نبرد دریایی سالامیس سبب شد آتن به شهر اول یونان تبدیل شود و این برای اسپارتی ها قابل تحمل نبود . اسپارتی ها  می دانستند توان نظامی آتن هرگز حاضر به مقابله  به اسپارتی ها نیست  بنابراین آنها منتظر بهانه  برای آغاز نبرد بودند . نبرد داخلی که در یونان میان  دولت شهر های آنها  ایجاد شده بود  فرصت مناسبی را برای  اسپارت ایجاد کرد . بنابراین آتن و اسپارت هر دو در اتحادیه ها بر علیه یکدیگر شرکت کردند . بخش اول جنگ های پلوپونز با انعقاد عهدنامه ی صلحی به پایان رسید زیرا هر دو رقیب پی بردند قادر به حذف آن یکی نیستند . فقر و مشکلات سبب شد  اعضای  اتحادیه ی  پلوپونز ( اسپارت و متحدانش )  تصمیم به  حمله به  آتیک  ( سرزمین اصلی آتن )  را بگیرند . اسپارتی ها  نیروی دریایی قدرتمندی ایجاد کردند  و با توافق داریوش دوم هخامنشی از  کمک های مالی ساتراپ لیدی که  تحت فرمان شاه ایران بود  برخوردار شدند . آتنی ها  مرتکب اشتباه  بزرگی شدند  و این بود  که پیشنهاد  صلح اسپارت را رد کردند و این به معنای مرگ ناوگان ثروت و قدرت آتن بود .

آنتی گون : ملقب به مونوفتالموس یا یک چشم بود . او نجیب زاده و جنگ سالار مقدونی بود . وی  در روزگار اسکندر مقدونی یکی از ساتراپ های او بود  و پس از مرگ اسکندر  با گذر از  جنگ های میان  سردارانش در 306 پ . م  خود را شاه خواند  و خاندان آنتی گونی را بنیان نهاد .

مسابقات المپیک : بازی های المپیک باستانی نخستین بار 776 سال پیش از میلاد در یونان و در محلی به نام المپیا برگزار شد. نخستین دوره ی بازی های المپیک باستانی  به عنوان  جشنواره ی  مذهبی ، ورزشی و فرهنگی  برای  بزرگداشت  زئوس - خدای خدایان یونان -  برگزار شد هر چهار سال یکبار ورزشکاران سراسر یونان به  دهکده ای به نام المپیا در نزدیکی  کوه المپ ( خانه ی خدایان ) سفر می کردند و در آن زمان فقط شهروندان یونانی حق شرکت در بازی ها را داشتند . زنان حق شرکت و حتی تماشای بازی ها را نداشتند . این بازی ها  به اندازه ای اهمیت داشت که  در زمان برگزاری آن جنگ متوقف می شد تا  ورزشکاران بتوانند بدون هر گونه خطری به المپیا سفر کنند .

کارتاژ : در 814 پ . م به دست بازرگانان فنیقی برپا شده بود . آنها با چیرگی به دریای مدیترانه و از راه بازرگانی نیرو و دارایی بسیاری به دست آوردند . یونانی ها شیوه ی  فرمانروایی کارتاژی ها را پلوتوکراسی  یا داراسالاری می خوانند که اشاره به چیرگی بازرگانان در رده های کشور و اراده ی آنان بر سیاست های کارتاژی دانسته اند .

جنگ های پونیک : رومی ها  به سمت جزایر جنوبی اروپا در حال پیشروی بودند که خود را در مساف با کشوری دریایی به نام کارتاژ می دیدند . در سال 264 ق . م کارتاژی ها به اعلام جنگ علیه روم در جنوب ایتالیا پرداختند . سردار کارتاژی ( هامیلکار ) ضربات سنگینی به روم  زد اما برتری نظامی روم  سبب  شکست کارتاژی ها  شد  و کارتاژ ناچار به تخلیه ی جزیره ی  سیسیل  و پرداخت غرامت شکست به  روم شد . شکست  کارتاژ سبب فقر شدید آنان  و کینه ی مردم نسبت  به روم شد .  در جنگ های  دوم پونیک هانیبال سردار شجاع  کارتاژی فرمانده ی  نیروها شد . کارتاژی ها  با سپاهی فراوان  و فیل های عظیم الجثه رومی ها  را وحشت زده کردند زیرا مسیری که کارتاژی ها برای حرکت انتخاب کرده بودند می توانست خاک اصلی رومی ها را به خطربیاندازد. در نبردی که میان آنها صورت گرفت هانیبال سپاه خود را به شکل هلالی آرایش نظامی کرد و با حمله ی رومی ها دور تا دور آنها را محاصره کردند . تعداد زیادی رومی کشته شدند و به این دلیل رومی ها  تصمیم گرفتند  استراتژی خود را تغییر دهند  و به دنبال فرسایش  کردن جنگ رفتند زیرا می دانستند  هانیبال نمی تواند کمکی  از کارتاژ  دریافت کند . در نهایت رومی ها در کارتاژ  پیاده شدند و دولت را  وادار کردند  هانیبال را فرا بخواند . رومی ها در 146 ق . م  به کارتاژ  حمله بردند و  آن را از روی زمین محو کردند .

کنستانتین : از امپراتورهای امپراتوری روم بود که توانست ژرمن های ویزیگوت را شکست دهد . همچنین طی فرمان میلان در سال 313 میلادی  مسیحیت را مذهب رسمی روم  کرد و در کنار آن به مذاهب دیگر آزادی داد . او مجامع مذهبی کنگره ی آرل  و کنگره ی نیقیه را به منظور حفظ  وحدت در مسیحیت تشکیل داد . او در  اواخر عمر به دست یک اسقف آریوسی غسل تعمید  داده شد . کلیسای مرقد مقدس به دستور وی در شهر اورشلیم بنا شد .

درس هشتم : اشکانیان

ملوک الطوایف : مشکل بزرگ اشکانیان  برای حکومت بر ایران حکومت های مستقل ایالت هایی چون پارس ها ، آذربایجان  و ارمنستان بود که پس از انقراض سلوکیان به شدت در مقابل اشکانیان ایستادگی می کردند و خواهان استقلال خود بودند . اشکانیان نیز فقط تعدادی از آنان را مغلوب کرده و مجبور شدند استقلال داخلی مابقی را بپذیرند . بدین ترتیب تعدادی از ایالت های کشور  در زمان اشکانیان نیمه مستقل بودند و فقط  وظیفه داشتند به پادشاه اشکانی احترام  بگذارند و در هنگام جنگ وی را یاری دهند . این شیوه ی حکومت را به دلیل استقلال داخلی تعدادی از ایالت ها ، ملوک الطوایفی می نامند .

سورنا و نبرد حران ( کاره ) :  سورنا سردار بزرگ ایرانی در زمان ارد اول اشکانی می زیست . زمانی  که بیش از سی سال نداشت پادشاه وی را به جنگ کراسوس سردار بزرگ رومی فرستاد . در نبرد حران به دلیل رویارویی سپاه ایران با روم به فرمان سورنا لشکریان از خود صداهای ترسناک ایجاد کردند و در نتیجه رومی ها در ترس و  وحشت فرو رفتند . سورنا در مرکز  میدان سراپا  مسلح ایستاده بود ، لشکر ایران در ابتدا قصد حمله  با نیزه را داشت که موفق نشدند  و حالت عقب نشینی به  خود گرفتند . رومیان احساس کردند  سپاه ایران در حال فرار است  آنان را تعقیب کردند  که با  تیرباران پارتیان مواجه شدند . سپس به جنک با نیزه پرداختند و با کشته شدن کراسوس این نبرد با شکست رومیان به اتمام رسید .

کوشان ها : امپراتوری همسایه ی  شرقی اشکانیان که در سده های یکم تا سوم میلادی توسط  قوم آریایی  کوشان ها بر آسیای میانه و شمال هند  فرمانروایی می کردند . قلمرو آنان  در سده ی  سوم میلادی به دست  ساسانیان برافتاد . در این امپراتوری دین بودایی رواج داشت و تندیس های بودای بامیان یادگاری از آن دوره است .

مجلس مهستان : پارلمان ایران در عهد اشکانیان بود . نخستین جلسه ی خود را در  نوروز سال 173 پ . م با حضور مهرداد اول پادشاه وقت برگزار کرد و اولین  مصوبه ی آن انتخابی  کردن شاه بود . عزل شاه نیز در اختیار همین مجلس قرار گرفت البته طی شرایطی از جمله خیانت به کشور ، ابراز ضعف و نیز جنون ، بیماری سخت  و از کار افتادگی . ایران در آن زمان دارای دو مجلس  شاهزادگان و بزرگان بود  که جلسه ی مشترک آنها را مهستان  می خواندند .  در ایام  نوروز سال 52 میلادی  پادشاه اشکانی فوت کرد . مهستان که از نحوست 13 فروردین ( نحوست رقم 13 از یونانیان با اسکندر وارد ایران شده است ) چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز 15 فروردین « بلاش » را که از همه کوچک تر بود از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید و استدلال کرد که مصلحت ، انتخاب بلاش را ایجاب کرد .

مهر پرستی ( میترا ئیسم ) : مهر یکی از ایزدان دین زردشتی و دارای مقام بلندی است و آتشکده های بسیاری در عهد باستان به نام او بنا شده است . او  نخستین خدای مینویی ( غیر مادی ، غیر مرئی یا ما فوق الطبیعه ) است که پیشاپیش خورشید  می راند و همچنین نخستین خدایی است که  قلعه های زیبای زرگون را فرا می گیرد و از  آنجا بر  سراسر زمینی که در آن جایگزین  هستند نظارت می کند . ایزد مهر نظم یا راستی را حفظ می کند و بر دیوان دروغ می تازد و آنان را شکست می دهد .

این آئین روز به روز گسترش  بیشتری یافت و برای پیوستن  به گروه باید  زیر نظر بالاترین مقام روحانی یعنی مغ  هفت مرحله ی سلوک را طی  کرد که از پائین ترین مرحله آغاز  و به بالاترین  مرتبه پایان می یافت  که  عبارت بودند  از : 1- مقام کلاغ 2- مقام عروس 3- مقام سرباز 4- مقام شیر  5- مقام پارسی 6- مقام خورشید  7- مقام پدر

آناهیتا : در زبان اوستایی نام یک پیکر کیهانی ایرانی است که ایزد بانوی آب ها ( آبان ) پنداشته و مورد ستایش بوده است  و از این رو با نمادهایی چون باروری ، شفا و خرد نیز همراه است . آناهیتا ، آناهید یا ناهید که در پارسی به معنای دور از آلودگی است نام ایزد بانوی آب و فراوانی و زیبایی  در مذاهب ایران باستان است . آناهیتا  ظاهرا به  جنگاوری نیز مربوط بوده است و باور  بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند یاری می دهد . از میان پرستشگاه های ناهید ، نیایشگاه های همدان ، شوش  و کنگاور که ویرانه های آن هنوز پابرجاست از همه مجلل تر بوده است .

نسا : از  شهرهای  باستانی ایران  در  خراسان بود .  این شهر  که زمانی  پایتخت اشکانیان  بود  امروزه  در محدوده ی  کشور ترکمنستان قرار گرفته است .

دورا : شهر مرزی میان اشکانیان و امپراتوری روم بود . محل کنونی آن دهکده ی  صالحیه در سوریه  در نزدیکی با مرز عراق است . در  دورا دیوار نوشته های متعددی به زبان پارسی  میانه  وجود دارد  که مربوط به  سده های سوم  میلادی و در پیوند  با فرستادگان ویژه ی شاپور یکم ساسانی است که از دورا بازدید کردند .

درس نهم : ساسانیان

اردشیر بابکان : اردشیر به معنای « شهریار مقدس » است . بنیان گذار ساسانیان که از سال 206 تا 241 م فرمانروای شهر استخر بود . وی پس از پایان دادن به اشکانیان در ایران از سال 208 تا 241 م  فرمانروای ایران و در سالهای 226 تا 241 م شاهنشاه ایران بود . دودمانی که وی بنیاد گذاشت چهار سده بر ایران فرمان راند .

شاپور و والرین : شاپور اول ساسانی پس از سامان دادن به اوضاع داخلی کشور(241م) به انطاکیه حمله برد اما در این نبرد شکست خورد . به همین  دلیل در سال 258 م  شاپور زمان را برای مبارزه با ارتش روم  مناسب دید چرا که رومی ها در  شمال امپراتوری خود  درگیر نبرد با ژرمن ها  بودند  و در مرکز  تغییرات مداوم امپراتوران ، قدرت روم را ضعیف کرده بود .  بنابراین شاپور آماده ی نبرد با والرین شد . در این نبرد ده ها هزار رومی کشته شدند و والرین پس از تسلیم به اسارت شاپور در آمد و تا سال ها در خدمت شاپور بود .

هپتال ها : هپتالیان تا هفتالیان یا هیاطله یا هون های سفید قومی بودند که ازایالت کانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند. در  دوره ی ساسانیان  آنان وارد ایران شده و چندین ایالت  را با شهرهای مرو و هرات تصرف کردند  و خراجی سالیانه  را  برای ایرانیان مشخص نمودند . این تسلط باعث  خواری و ذلت بسیار برای ایرانیان شد  و خسارتهای مادی و معنوی جبران ناپذیری  به بار آورد . پس از مدتی ساسانیان از پادشاه هپتال ها انتقام گرفته و در نهایت  با آنها صلحی شرافتمندانه کرد  و هپتال ها نیز  تمام غنائمی را که   در  جنگ از  پیروز ساسانی  گرفته بودند  پس دادند . این دولت  تا حدود 560 م  دوام داشت  و  سرانجام  توسط انوشیروان ساسانی برانداخته شد .

بهرام چوبین :  زمانی که هرمز ساسانی او را از فرماندهی سپاه خلع کرد چون به لشکریان خود اطمینان داشت علم مخالفت  را برافراشت . این  واقعه باعث  شد آتش فتنه و آشوب در هر سوی  کشور  برافراشته شود . بهرام چوبین  و سپاهیانش هرمز  را از سلطنت خلع کرده و به زندان انداختند و پس از مدتی وی را کور کرده و پسرش خسرو دوم را به سلطنت رساندند. اما بهرام چوبین حاضر نبود از شاه اطاعت کند و  چون خسرو پرویز توان مقاومت  در برابر او را نداشت  به روم گریخت .  بهرام چوبین علی رغم مخالفت جمعی از بزرگان تاج بر سر  نهاد و به نام خود  سکه زد . اما دولتی که وی بر عهده گرفته بود عبارت بود از  یک سلسله شورش و فتنه . چندی بعد خسرو پرویز با حمایت امپراتور  روم به ایران بازگشت و در حوالی آذربایجان  لشکر وی را منهدم کرده و بهرام که گریخته بود و به ترکان پناهنده شده بود چندی بعد به تحریک خسرو به قتل رسید .

آتشکده ی آذرفرنبغ : به معنی دارنده ی  فر ایزدی است و بغ نیز معنای خدا می دهد . این آتشکده مخصوص موبدان بوده است و به آنان آتربانان گفته می شد . آنها با کمک این آتش دانایی   و فر و شکوه را دریافت می کنند که در دوره ی ساسانیان این آتش  

در فارس جای گرفته بود .

آتشکده ی آذرگشنسب : گشنسب در زبان اوستا ورشنه  آمده که معنای نر و نرینه دارد ، ورشنه یی به معنای قوچ  است . در ادبیات پارسی آذر گشسب به معنای تیزی  و چالاکی آمده است . این آتشکده به علت انتساب تولد زردشت مورد تقدیس بوده است . بنابر اشعار فردوسی هر کدام از  پادشاهان کیانی و ساسانی قبل  از رفتن به میدان جنگ به این آتشکده رفته و برای پیروزی خود نماز و ستایش به جای می آوردند .

آتشکده ی آذربرزین مهر : برزین  مهر به معنای مهر بلند پایه است .  این آتشکده مخصوص کشاورزان  بوده  و در  خراسان ( رودخانه ی ریوند سبزوار ) قرار دارد .

صابئین : این کلمه از ریشه ی مشتق  « ص ب ع » ( عبری ) به معنی فرو رفتن در آب می باشد که « عین » آن ساقط شده و به معنی  معمدون  است یعنی کسانی  که تعمید را با  تغسیل در آب  اجرا می کنند . پیرو  حضرت یحیی تعمید دهنده اند . آنها  در جنوب عراق و خوزستان ایران بودند . فرقه ی واسطه ی بین یهودیان و مسیحیان اند و از اهل کتاب به شمار می رفتند .

مزدک : بنیان گذار آئینی که مبنی بر اصل اشتراک در اموال و زنان بود . او در عهد قباد ساسانی ظهور کرد و پیروانی یافت . اما انوشیروان پس از رسیدن به سلطنت آنها را قلع و قمع کرد . فردوسی در شاهنامه به انتقاد از مزدکیان پرداخته است . 

هنیاگر : در  روزگار ساسانیان  در زمان شکار  در بیابان  دوهزار رامشگر حرکت  می کردند . آنان از قبل در فرهنگستان  نوای خوش را می آموختند و همگی سخن موسیقی را درک می کردند . تحولی در خنیاگری ایران در عهد ساسانی شکل گرفت . معروف ترین آنان رامتین ، نکیسا و باربد بودند .

جاده ی ابریشم : یا راه ابریشم و شبکه ی راه های متصل شده ایی به منظور بازرگانی در قاره ی آسیا بود که شرق و غرب  و جنوب آسیا را به هم و به شمال آفریقا و شرق اروپا متصل می کرد .  نخستین فردی  که این  نام را برای این مسیرها  انتخاب کرد جغرافی دان آلمانی به نام فردیناند ریختوفن بود . او به علت  حمل ابریشم چین از این راه به دریای مدیترانه و مناطق مختلف دیگر این نام را برگزید . مهم ترین کالایی که به صورت ترانزیت از ایران می گذشت ابریشم بود . 

بندر سیراف : یا سیراب شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر است . سیراف یکی از قدیمی ترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق فراوانی بوده است .

منبع : سی دی کهن روزگاران شماره سوم سال اول بهار۸9





موضوعات مرتبط با این مطلب : ارگ تاریخی دارالصابرین بم
____________________________________________________
برچسب ها:
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ