«لاله های عاشق،غنچه های آسمانی»
«بسم رب الشهداء والصدیقین»
"هوالله"
شهادت حال می خواهد نه بال!بال را بعد از شهادت می کبوترانه پریدید،خوش به حال شما
قفس چگونه نشدمانع وصال شما
همین که بال گشودید،آسمان لرزید
وعرشیان صله دادند درقبال شما
قسم به عشق،به نام نجیب آن سوگند
ندیده است کسی درمثل،مثال شما
میان آتش وخون،عاشقانه رقصیدید
که جاودانه رقم خورده بود فال شما
وما نظاره گران عروجتان بودیم
چه عاشقانه عروجی،خوشابه حال شما
سفر!چه رسم قشنگی،سفربه عرش خدا
سفر به خیر!سفرخوش!سفرحلال شما
خادم الشهدا حسین علی ابادی دارالصابرین بمبسم الله النور...
شهادت لاله را بوییدنی کرد شهادت سنگ را بوسیدنی کرد
با سلام و درود بی پایان بر منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عج)ودرود بر شهیدان و بر بازماندگان شهدا و بنام پروردگاری که رحمت واسعه اش سراسر عالم وجود را در بر گرفته است و بنام خالقی که رحمان است و رحیم،قهار است و غفور،قوی است و رئوف،علیم است و حلیم و به نام خالقی که به ما توان داد تا در راه رضایتش دم برآوریم و دم فروبریم و بنام پروردگاری که اسوه ای از سلاله پاک رسولان را برانگیخت تا کاروان در ظلمت فرو رفتگان در وادی ستم به سر منزل نجات هدایت کند.
برچسب ها:
دلنوشته سردار سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد»
وقتی مهتاب گم شد» عنوان کتاب خاطرات جانباز سرافراز آقای علی خوشلفظ است که رهبر انقلاب چندی پیش آن را مطالعه کرده و یادداشتی بر آن نوشتند. متن این یادداشت در مراسمی در همدان رونمایی شد. اما رهبر انقلاب در دیدارهای مختلفی به این کتاب اشاره و از آن تمجید نمودند و دیگران را به خواندن آن توصیه کردند.
از این رو، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پس از مطالعهی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» یادداشتی را خطاب به جانباز سرافراز آقای علی خوشلفظ نوشته است.
بسمهتعالی
عزیز برادرم علی عزیز
همه شهداء و حقایق آن دوران را در چهرهی تو دیدم
یکبار همه خاطراتم را به رخم کشیدی. چه زیبا از کسانی حرف زدهای که صدها نفر از آنها را همینگونه از دست دادم و هنوز هر ماه یکی از آنها را تشییع میکنم و رویم نمیشود در تشییع آنها شرکت کنم. ده روز قبل بهترین آنها را -مراد و حیدر را- از دست دادم، اما خودم نمیروم و نمیمیرم، در حالی که در آرزوی وصل یکی از آن صدها شیر دیروز لهله میزنم و به درد «چه کنم» دچار شدهام. امروز این درد همه وجودم را فراگرفته و تو نمکدانی از نمک را به زخمهایم پاشاندی. تنهای تنهایم.
عکست را بروی جلد بوسیدم ای شهید آماده رفتن و دوست ندیدهام که بهترین دوستت را در کنارم از دست دادی. امیدوارم سربلند و زنده باشی تا مردم ایران در زمین همانند دب اکبر در آسمان نشانی خدا را از تو بگیرند و به تماشایت بنشینند.
برادر جاماندهات
قاسم سلیمانی۹۶/۱/۳۰خادم الشهدا حسین علی ابادی
برچسب ها:
دفاع مقدس دلنوشته سردار سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» آ

برچسب ها:
مغز متفکر اطلاعات نظامی ایران
دوران کودکی شهید باقری
اما دوران سرنوشتشهید باقری در دوران دفاع مقدس
دانشجوی ۲۴ساله رشته حقوقی قضایی دانشگاه تهران، با شناخت عمیق از دشمن و چیرگی بر منطقه جغرافیایی جنگ و تغییرات حاصل از آن علاوه بر طراحی و اجرای عملیاتهای مهم، در شکلگیری سازمان رزم، برآورد اطلاعات و تهیه طرح عملیات، کادرسازی و تربیت فرماندهان تأثیرگذار و کارآمد نقشی اساسی ایفا کرد.
چندان که خود نیز در این خصوص چنین نگاشته است: «این جنگ فرصتهای طلایی بسیاری را جهت رشد استعدادها به ما داده است. نیروهای ما با توجه به بعد انقلابیای که دارند و چشموگوش بسته تابع قانونهای ازخارجآمده نیستند، میتوانند از قالبهای پیشساخته خارج شوند و با فکر سازنده خویش، روشهایی را ابداع کنند که دشمن نخواهد توانست بهسادگی به دفاع در مقابل آنها برخیزد».
پس از این دوران حالا ایران میبایست عملیاتهای بزرگتری را طراحی و اجرا میکرد. اولین این عملیاتها شکست حصر آبادان بود. طراحی این عملیات که ماهها بهطول انجامید، منجر به شکست محاصره آبادان و آزادسازی بخش عظیمی از اراضی تحت تصرف عراق شد. در این عملیات، حسن باقری فرماندهی محور عملیاتی دارخوین و ماهشهر را بهعهده داشت.
پس از این عملیات بود که فرماندهان ایرانی تصمیم گرفتند روند عملیاتها را با سرعت بیشتری پیگیری کنند. در همین راستا حسن باقری دست به کار طراحی عملیات دیگری برای آزادسازی بُستان شد. در این عملیات که طریق القدس نام گرفت حسن باقری بهعنوان نماینده فرمانده کل سپاه در قرارگاه مشترک ارتش و سپاه حضور یافت و توان بالای خود برای هدایت عملیات فرماندهی را بهنمایش گذاشت.
پس از پایان هر عملیات، طراحی و شناسایی برای عملیات دیگری آغاز میشد و کار حسن باقری تمامی نداشت. حالا حسن باید کاری بزرگتر از دفعه قبل انجام میداد. عملیات بزرگی که فتح المبین نام گرفت. در این عملیات ۴ قرارگاه برای اجرای عملیات پیشبینی شده بود که حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را بهعهده داشت. این انتخاب بهدلیل حساسیت بالای منطقه عملیاتی بود.
در این عملیات حسن باقری توانست با هدایت صحیح یگانهای تحت امرش و با ابتکاراتی که آنها از خود نشان دادند در همان مرحله اول عملیات، به تمام اهداف از پیش تعیینشده دست پیدا کند و در مرحله دوم هم با تصرف ارتفاعات رادار نقش بزرگی در پیروزی این عملیات بازی کرد.
پس از این عملیات محسن رضایی فرمانده وقت سپاه به حسن باقری دستور داد تا تمام کارهای خود را تعطیل و شناسایی منطقه عملیاتی بیت المقدس را آغاز کند. شاید بتوان این عملیات را که در نتیجه آن خرمشهر آزاد شد سختترین عملیات دوران زندگی حسن باقری دانست. در این عملیات نیز حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را بهعهده داشت و باز هم سختترین منطقه عملیاتی به این فرمانده جوان سپرده شده بود.
حساسیت منطقه قرارگاه نصر از آن جهت بود که نیروهای حسن باقری میبایست هم از روبهرو و هم از پهلو با دشمن میجنگیدند. در روز دوم عملیات نیروهای تیپ ۷ ولیعصر(عج) موفق نمیشوند پیشروی خود را کامل کنند و بین آنها و نیروهای تیپ ۲۷ محمد رسولالله(ص) فاصله میافتد و نیروهای تیپ ۲۷ مجبور میشوند از ۳ طرف با دشمن بجنگند.
جبهه قرارگاه نصر شرایط سختی پیدا میکند و تمامی فرماندهان این جبهه را ازدسترفته میپنداشتند. اما حسن باقری آدمی نبود که به این زودیها تسلیم شود. بالاخره بر اثر هدایت و فرماندهی حسن باقری و ایستادگی نیروهای تیپ ۲۷، نیروهای دشمن در خرمشهر محاصره میشوند و خرمشهر آزاد میشود.
پس از آزادسازی خرمشهر حسن باقری به قرارگاه کربلا میرود. در این دوران هم نقش بارزی در طراحی و هدایت عملیاتهای مسلمبن عقیل و محرم ایفا میکند.
بالاخره در روز ۹ بهمن ماه سال ۶۱ حسن باقری در محور عملیاتی فکه زمانی که همراه شهید مجید بقایی مشغول شناسایی عملیات والفجر مقدماتی بود در سنگر دیدهبانی بر اثر اصابت خمپاره بهشهادت میرسد.

موضوعات مرتبط با این مطلب : <-ArchiveEntryCategory->
برچسب ها:
جایگاه و نقش زنان در تربیت نسل عاشورایی و مهدوی
خلاصه مقاله:
کلمات کلیدی:
برچسب ها: