X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



موسیقی دفاع مقدس بیاد شهید مفقود الاجسد پسر خاله عزیزم حسین محمد ابادی
موسیقی دفاع مقدس بیاد شهید مفقود الاجسد پسر خاله عزیزم حسین محمد ابادی
. موسیقی متن فیلم های دفاع مقدسردیفموضوعپخش کلیپاجراحجم (KB)زمان 1سیمرغ/تیتراژ پایانی فیلم (جدید) 1,3930:02:58 2سیمرغ/تیتراژ کامل فیلم 1,6980:02:36 3سیمرغ 152

موسیقی دفاع مقدس بیاد شهید مفقود الاجسد پسر خاله عزیزم حسین محمد ابادی

یکشنبه 5 دی 1395 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : حسین علی آبادی استاد تاریخ تشیع

. موسیقی متن فیلم های دفاع مقدس

ردیف

موضوع

پخش کلیپاجرا

حجم
(KB)

زمان
1سیمرغ/تیتراژ پایانی فیلم (جدید) 1,3930:02:58
2سیمرغ/تیتراژ کامل فیلم 1,6980:02:36
3سیمرغ 152 0:01:17
4بوی پیراهن یوسف، قسمت اول 211 0:01:47
5بوی پیراهن یوسف، قسمت دوم 338 0:02:52
6خاک سرخ، قسمت اول 275 0:02:03
7خاک سرخ، قسمت دوم 632 0:05:23
8خداحافظ رفیق، قسمت اول 530 0:02:14
9خداحافظ رفیق، قسمت دوم 755 0:03:12
10اخراجی ها 922 0:00:58
11یاد باد آن روزگاران ، یاد باد 557 0:02:21
12دست های خالی 309 0:01:18
13جبهه 1.08 0:02:22
14اُفق 241 0:02:02
15اگر آن گل من زدر آید    زغروب وطن سحر آید 209 0:01:44


2. موسیقی متن های دفاع مقدس (با پس زمینه صدای رزمندگان و صدای تیر و تفنگ)

ردیف

موضوع

پخش کلیپاجرا

حجم
(KB)

زمان
1موسیقی زمینه دفاع مقدس _1 2,121 0:05:09
2موسیقی زمینه دفاع مقدس _2 2,509 0:06:06
3سفر به چذابه_1 /موسیقی زمینه دفاع مقدس 844 0:02:02
4سفر به چذابه_2 / موسیقی زمینه دفاع مقدس 1,478 0:03:35
5بوی پیراهن یوسف / موسیقی زمینه دفاع مقدس 1,243 0:03:01
6از کرخه تا راین / موسیقی زمینه دفاع مقدس 2,094 0:05:06
7روبان قرمز _1 / موسیقی زمینه دفاع مقدس 1,284 0:03:07
8روبان قرمز _2 / موسیقی زمینه دفاع مقدس 484 0:01:

مهاجرت...!!!!!!!!!!
 

بسم الله النور

 

سلام علیکم

مهاجرت کردیم به بلاگ بیان...

 

یا علی...



گفت..گفتم..

هو الشهید

  

گفت: الکی اون همه اعصاب ِمون خُرد شد...سر جلسه امتحان...و یکسری تشریفات و دیروز عصر امتحان و امشب دادن نمره ها ب سایت...!!! 

 

گفتم: نمی دونم ولی با همه اعصاب خُردی ها ؛  ب نظر من  روز آخر دانشگاه ، امتحان آخر،ترم آخر؛ 

برای من ب یاد ماندنی ترین روز دانشگاه بود... 

 

گفت:چطور؟؟؟!! 

گفتم:بعضی رفتارها و حرف های مراقبین و... باعث شد من یکسری حرفا بزنم سر جلسه امتحان و

بعضی مسئولین ک باید می شنیدند ، شنیدند...خیلی خوب شد... 

از طرف دیگه هر چی اعصاب خُردی بود ، با وجود دو عزیزی ک مهمان دانشگاه ِمون بودند ،تبدیل به

خوشی و شادی شد...(دو عزیز ِ زندگیم) 

روزی بسیار ب یاد ماندنی و دلچسب بود... 

و یکسری اتفاق های جالب ِ دیگه....ک بماند... 

مسئله مهمی ک وجود داره اینه : ما مدیون  امام و شهدا  هستیم که خون ِشون در راه اعتلای

انقلاب و اسلام باعث همه این آرامش ها و امنیت ها شده.. 

اصل مهم اینه ، ک نباید فراموش کرد...! 

مـــــــــــــدیــــــــــــــــــونیم................. 

مـــــــــــدیـــــــــــــــــونیم ؛ دانشجویان.مسئولین.اساتید.مدرّسین.کارکنان.!!!.............. 

  


 

این مقطع تحصیلی هم تمام...الحمدلله... 

اما... 

یاد روزی که پیشنهاد ثبت نام در این دانشگاه و در این رشته تحصیلی رو بهم دادین،بخیـــــــر فرمانده دل ها...

 

 

 

  1.  امروز صبح مهمان مزارش بودم...
  2.  
  3. گفت:چه رنگی را دوست داری 
  4. گفتمش: سبز پاسداری! 
  5. (به معنای واقعی ِ پاسداری..!!!)
  6.  
  7.  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  8.  


طبقه بندی: دل نوشت، |
خیلی متفاوت...(2)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سلام علیکم

 

بخش اول از همین عنوان را راجع به دانشگاه نوشته بودم که " متاسفانه " جناب مدیریت بلاگفا طی ارادتی که به وبلاگ نویسان بلاگفا داشتند، همراه با آرشیوی از وبلاگ را حذف کردند. 

ناگفته نماند  " خوشبختانه " نسخه پشتیبانی که قبل از به غارت رفتن مطالب وبلاگ ، از کل مطالب گرفتم، در سیستم موجود است ولی فرصت برگرداندن ان مطالب به وبلاگ را ندارم... 

علی ایّ حال از هر چه بگذریم ، سخن دوست نکوست...!!!!!!!!!!!!! 

ارادت و نظم و عدالت و برنامه ریزی و هزار فضائل اخلاقی دیگر در دانشگاه موج زده و میزند.که چندموردی را جهت تلطیف روح !!! و آرامش اعصاب !!! می نگارم....!! 

1)بستن درب ورودی دانشگاه و به زور نگه داشتن دانشجویانی که از دانشگاه خارج می شوند؛ جهت شرکت در  مراسمی که برای ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام برگزار کرده اند... 

دانشجویی که فقط ساعت اول کلاس دارد و برای ساعات بعد از آن ، برنامه ریزی کرده ، تا به کارهایش برسد.از طرفی برخورد مسئولین به چه صورت بوده که باعث عدم شرکت دانشجو در مراسم شده؟؟!! 

(جان به قربان ارباب....که عدم حضور در مراسم به خاطر دلایلی است که مسئولین دانشگاه باعث شده اند...و لا غیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر.!) 

اصلا دلیل برگزاری این چنین مراسم چیست؟؟؟جز ثبت گزارش؟؟؟!!!! جز بالا بردن اسامی شرکت کنندگان؟؟؟جز مثلا باشکوه برگزار کردن مراسم وبرنامه؟؟؟!!!! 

سالی یکبار ، مراسم برگزار می شود آن هم یا به زور نگه می دارند و یا سر جلسه امتحان برگزار می کنند و  خرما و...پذیرایی میکنند و به دنبالش عکس و فیلم برداری ، تا مستند باشد کارهایشان....جلّ الخالق..... 

آدم باید چقدر تابلو کاری انجام دهد تا باعث به هم ریختگی اعصاب و روان اطرافیانش باشد؟؟؟!!! 

2)درب ورودی دانشگاه بسته می شود با انکه جای خالی برای پارک خودروها وجود دارد....دستور از طرف کیست؟؟؟؟!! از طرف آقای دکتـــــــــــــــــــــر.! 

آقای دکتر گفته فضای حیاط که پر شد درب را ببندم.! آخر خوش انصاف شماکه میبینی سه چهار ماشین از دانشگاه خارج می شوند ، باز هم فضای خالی وجود ندارد؟؟!!! 

یا للعجب...!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدا به سر شاهد است که اگر اعتراض نمی کردم ،جلوی ورود چندنفر را میگرفت آقای دربان.!ناگفته نماند که تعدادی هم خود از ماشین پیاده می شدند و درب دانشگاه را باز می کردند و ماشین را وارد حیاط می کردند...! 

از طرفی دو ترم قبل برای یک ترم تحصیلی  مبلغی میگرفتند و بهراننده خودرو برگه ورود به حیاط دانشگاه میدادند ! هدف دانشگاه درآمدزایی بود یا آموزش و تعلیم و ....؟؟!!! 

هرچند ما نیز به دلیل این کارشان همان ترم را بیرون از دانشگاه پارک میکردیم و "قدم رنجه میفرمودیم" داخل..!(صحبت رفتن ان مبلغ از جیب مبارکمان نبوده و نیست ، صحبت چیز دیگری است.................) 

3)به سر کردن چادر برای خانوم ها جزء مقررات دانشگاه هست...یادم نمی رود که ترم اول ، دانشجو قبل از رسیدن به درب ورودی دانشگاه ، چادر را به سرش میکرد و سپس وارد می شد...ولی خدابه سر شاهد است که ترم قبل خودم به عینه دیدم که خانم در طبقه همکف ، داخل سالن دانشگاه ، چادرش را به سر کرد(با ان اوضاع لباس ها و آرایش و هزار........)و وارد کلاس شد. 

دلیل و سرمنشأ اینگونه عملکرد از کجاست واقعاااااااااااااااا؟؟! 

جسارت تا انجا که خانمی داخل حیاط و کنار کلاس ما که پنجره هایش مشرف به حیاط است ، می ایستد و آرایش میکند.باآنکه میبیند داخل کلاس دانشجو نشسته!!!!!!!!!!!!!.............. 

این دوربین های داخل حیاط و   سالن ها که کارشده اند برای چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!برای پرستیژ بیشتر و ...؟؟؟!!! یا اداره فضای دانشگاه!!؟؟؟ کدام یک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

جان ها به قربانت حسین جان...شرمنده ایم ارباب...حیف نامت که بر سر در دانشگاه حک شده (رفتارها و برخوردها و تصمیماتی انجام می شود ، دور از خصایص و شأن و منزلت شما یابن فاطمه (سلام الله علیهما) 

هرچند افرادی نیز در همین دانشگاه مزین به نام  نامی حضرت امام حسین علیه السلام سراغ دارم که تیپ شخصیتی و فرهنگ و ادب و وقارشان مایه مسرّت است و البته جای شکر...(الحمدالله رب العالمین)

 

دعا کنید اربــــــــاب ،دعاکنید شهـــــــــــدا...لطفا... 

 

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار...

 

دعابفرمایید...

 

یاعلی

 

 



طبقه بندی: دل نوشت، |
،



دهه شصتی‌ها هم شهید مى‌شوند…
 

 

شهدای مدافع حرم سوریه 1      

          دهه شصتی‌ها هم شهید مى‌شوند…

شهدای مدافع حرم سوریه 2

 

 


 

مادر شهید عبدالله باقری می گفت : عبدالله خیلی علاقمند بود به سوریه برود و حقیقتا من راضی نبودم  و می‏‌گفتم دو تا دختر کوچک داری و باید این‏ها را سر و سامان بدهی.

اما عبدالله خیلی مصر بود که برود، یک روز آمد و گفت مادر جان شما پنج پسر داری  بالاخره باید زکات و خمس این بچه ها را بدهی. سوال من از شما این است که فردای محشر اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) از شما بپرسد شما که چند پسر داشتی چرا یکی را برای دفاع از حرم دخترم نفرستادی چه جوابی داری؟ با همین جملات و حرف‏ها دل من را به دست آورد و رضایتم را جلب کرد....

عبدالله در شب تاسوعای حسینی(علیه السلام) 30 /7/ 1394 در نبرد با تروریست‌های تکفیری در حومه شهر حلب سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

 



طبقه بندی: شهـــدا، | ادامه مطلب...



مدیون شهدا...

 

بسم الله النور

 

این روزها که هر شب از دانشگاه به سمت خونه برمی گردم،با تلنگر ِبرنامه مقاومت - دفاع مقدس ، رادیو معارف ؛ آرامش و امنیتی رو با تمام وجود حس و درک میکنم که مدیون جانفشانی های شهدایی هستیم که تا پای جان رفتند ، برای آبرو ...ناموس...امنیت...آسایش...آرامش... و... لیکن زیر بار ذلت نرفتند...

 

 

 

اي شهدا نيمه نگاهي کنيد .. بر من جامانده دعايي کنيد...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم..

 

 



طبقه بندی: شهـــدا، |
برچسب ها: امنیت، آرامش، شهدا، هشت سال دفاع مقدس،



سنگ ِتمام...

 

هوالحی الذی لا یموت

.

.

.

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

امــا نه وقتی که در میانشان هستی ، نـه !!!

آنجا که در میان خاک خوابیدی ، “سنگِ تمام” را می گذارند و می روند …

 



طبقه بندی: دل نوشت



بعونک یا لطیف...
 

 

 

خدایا کمک کن تا عسل صفا ، شکر وفا ، روغن رضا ، نشا سته ی یقین را در دیگ تقوا بریزیم .

آب خوف بر آن بیفزاییم   

با کفگیر عصمت مخلوط کنیم

و بر آتش محبت بپزیم

آن گاه در ظرف فکرت بریزیم

و با بادبزن حمد خنک کرده

و با قاشق استغفار بخوریم...



طبقه بندی: الهـــــی نامه،



صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

 

حسین جان ...

 

شکسته بال و پر من،

ولی دلـم تـنـگــــــــ است ...

سفر به کــربُبَلا را خودت درستش کن



اللهم عجل لولیک الفرج
 

یا فارِجَ الهَمّ وَ کاشِفَ الغَمّ ، یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ،

وَ افْرُجْ هَمّنا، وَ اكْشِفْ غَمّنا (1)

 

 عجّل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزّمان............

 


1-(فرازی از دعای54صحیفه سجادیه)

(همیّ و غمیّ)

 





شهیدان زنده اند الله اکبر...
 

 

 


 

 

هندوانه

به شرط چاقو .

رفاقت

به شرط شهادت...!

...انفسهم اعظم درجة عندالله...

+خاکی نشین

 



معتکف واقعی

 

معتکف یعنی شهید

هنوز که هنوز است

عند ربهم یرزقون است.

عین لام.

 




لیلة الرغائب و عاقبت بخیری...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

از دعاهای مهم و اساسی دعا برای عاقبت بخیری هست.

چرا که شیطان بعد از 6هزار سال عبادت، بدعاقبت و رجیم شد.

مطمئن ترین ضامن عاقبت بخیری و محکم ترین ریسمان نجات ، ایمان است. امام صادق علیه السلام درباره آیه " فقد استمسک بالعروة الوثقی" فرمودند: "(1) عروة الوثقی " همان ایمان به یگانگی خداوند بی شریک است. (2)

رکن دیگری که انسان را از سوء عاقبت نجات می دهد ، عمل صالح است.

چنان که سوره العصر گواهی می دهد:والعصر * ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*

همچنین در حدیثی از حضرت امام علی علیه السلام وارد شده : انکم ان اغتنمتم صالح الاعمال ، نلتم عن الاخرة نهایة الآمال.

" تحقیقا چنین است که اگر شما اعمال صالح را مغتنم شمرید، به آن غایت بلند آرزوهای اخروی خواهید رسید." (3)

بهترین راه برای عاقبت بخیر شدن ، مراقبت دائم از نفس خویش است. و لحظه ای زمام نفس خود را به دست شیطان ندهیم.

عاقبت بخیری همان تأمین سعادت آخرت است.لذا انسان هر کاری که خالصانه برای سعادت آخرت انجام دهد، تأمین کننده آن است.

و هر اندازه انسان در برابر پروردگار خاضع تر باشد ، محبوب تر است..............

امشب که شب لیلة الرغائب است، و رغائب جمع رغیبة هست؛ یعنی عطای کثیر.

و لیلة الرغائب : شب عطایای کثیره...

شبی که خداوند متعال میخواهد کـَرَم خود را نشان دهد.شبی که درِ خزائن الهی باز است تا ما از این خوان و از این کـَرَم استفاده کنیم تا مبادا در عالم قبر و قیامت خجلت زده شویم.........!!!

 رأس دعاهامان  دعا جهت سلامتی و تعجیل در ظهور مولایمان حضرت مهدی موعود روحی و ارواحنا لتراب مقدمه الفدا ء باشد و بعد نیز عاقبت بخیری ِ مان....

 

اللهم انی اسئلک ان تختم لی بالسعادة  فلا تسلب منی ما انا فیه .

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا

 

 والسلام علی من اتبع الهدی


 

1-بقره/256

2-اصول کافی،ج2ص14  ؛؛ سرّ الاسرار ج2: ص 324

3-الغرر و الدرر ، به نقل از سرّ الاسرار ج2 ، ص  209




یمن

yaman                

لب اگر باز کنم سرّ مگو می‌ریزد

می‌روم گریه کنم، چشم فرو می‌ریزد

چند وقت است می و ساقی و ساغر همه اوست

دست من باده نمی‌ریزد، او می‌ریزد

چند ماه است که در راه گلویم خار است

چشم من بغض دلش را به گلو می‌ریزد

جوی‌ها در همه جا روی به دریا دارند

این چه دریاست که یک‌باره به جو می‌ریزد

بی خبر از نفس سوخته‌حالان مگذر

خاصه صبحی که سبو پشت سبو می‌ریزد

این قدر پشت سر سوختگان حرف مزن

من اگر ها کنم از آینه هو می‌ریزد

هر طرف می‌نگری داغ اویس قرن است

خون طفلان یمن از همه سو می‌ریزد





سلام بر رجب

ماه رجب 

سلام بر رجب، ماه نیایش و رحمت و مغفرت.

 





دفاع جانانه ایران
9

 

دفاع جانانه                

 امام خامنه ای:

ایران در مسائل کشورها دخالت نکرده و نخواهد کرد اما جایی که مورد تهاجم قرار بگیریم جانانه دفاع خواهیم کرد.





مذاکرات 1+1 ( من و خدا )
 

 

۱-خدایا . . . من لذت گناه را ترک میکنم، . . .

در مقابل تو تحریم لذت مناجات را از من بردار . . .

۲-خدایا . . . من کسانی که تو دوستشان نداری را ترک میکنم

و در مقابل تو لذت با خود بودن را به من بده . . .

۳-خدایا . . . من پناهگاه شیطان را ترک میکنم .

و تو در . . . مقابل پناهگاه امن خودت را به من بده. . . .

امروز . روز اول مذاکره است .!!!

خدایا . . . برای شفاف سازی گام اول را من برمیدارم .

و سانتری فیوژهای گناه را که شیطان در وجودم برپا کرده . یکی یکی و با کمک تو از کار می اندازم . ..

هسته ی درونی ام را خودت غنی سازی کن . . .

در کنار این که معترفم . . .

"و ما توفیقی الا بالله"

در عین حال معتقدم . . .

" آدم شدن حق مسلم ماست "

 

بعونک یا لطیف


و انا یا سیدی عائذ بفضلک

هاربٌ منک الیک ...

 

 





يك عكس حجله اي از من بگير ...
 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

 

در فروردين ماه 71 همراه با تعدادي از برادران اطلاعات و عمليات و تني چند از همكاران به منظور تهيه فيلم «تفحص» به منطقه عمومي «فكه» رفتيم. «فكه» واقعا ديدن دارد و آنها كه آنجا را نديده‌اند نمي‌توانند آنچه را كه مي‌گويم درك كنند.

در آن منطقه، دو عمليات «والفجر مقدماتي» و «والفجر يك» انجام شده است و در هنگام عمليات، بسيجي‌ها حدود 14 كيلومتر راهپيمايي كردند و از ميدان‌هاي مين، سيم‌هاي خاردار حلقوي و چتيري، ميل گردهاي خورشيدي گذشتند و تازه آن وقت به خاكريز مقدم دشمن مي‌رسند و آن هم دشمن آماده، مسلح و تازه نفس‌! كسي كه اين همه مراحل را طي كرده بسياري از توانش را از دست داده، ولي مي‌بينم كه بچه‌ها در آن منطقه واقعا خوب جنگيده و حماسه آفريده‌اند.
 
به هر حال فيلم «تفحص» آماده شد و حدود 2 يا 3 ماه پيش، شهيد آويني آن را ديدند و صحنه‌هاي آن واقعا تاثير عجيبي بر روحيه ايشان گذاشت. به همين خاطر، دوست داشتند كه از منطقه ديداري داشته باشند و قرار شد به همراه برادراني كه سال قبل به آنجا رفته بوديم سفر تازه‌اي را برنامه‌ريزي كنيم و در نهايت يك روز بعد از عيد سعيد فطر، همراه با ايشان به «فكه» رفتيم و ديدن منطقه با آن خصوصياتي كه عرض شد، خيلي بر روحيه ايشان تاثيرگذار بود و اصلا ايشان حال و هواي ديگري پيدا كرده بودند. لباس هاي بچه‌هاي بسيجي و چفيه‌ها و پوتين‌هايي كه باد آنها را به سيمهاي خاردار چسبانيده بود. از كساني حكايت مي‌كرد كه زماني در اينجا جنگيده و حالا تعدادي از آنها غريبانه در كنار هم به شهادت رسيده بودند. در همان منطقه فكه هم مكاني به نام «قتلگاه» معروف است كه حاجي فقط توصيفش را شنيده بود و خيلي تمايل داشت آنجا را ببيند. در حقيقت ديدن آنجا و ثبت تصاوير آن در روحيات ايشان تاثير عجيبي داشت.
 
«قتلگاه» جايي است كه نسبت به زمين هاي هموار اطراف، يك مقدار گودتر است و بچه‌هايي كه مجروح شده بودند، به آن گودي مي‌‌رفتند كه زير آتش مستقيم دشمن نباشند و حالا 50 - 40 تا از اين بچه‌ها سر در آغوش يكديگر به شهادت رسيده بودند و اسكلت هاي مطهرشان همين طور بكر و دست نخورده بود بعضي ها نيمه عريان، زيرا خاك رفته و خلاصه منطقه ديدني است و ايشان خيلي اصرار داشتند اين منطقه را ببينند. ما آن روز را در محدوده منطقه عملياتي «والفجر يك» كار كرديم و در نهايت ايشان گفتند كه چيزي را كه مي‌خواستيم، گرفتيم و همين مقدار كفايت مي‌كند و كار تمام است. نظر ايشان اين بود كه برگرديم تهران و كارهاي باقيمانده را در همان تهران انجام دهيم. ما هم به تهران مراجعت كرديم اما فرداي روز بازگشت ايشان آمدند به محل كار و به مديرتوليدمان گفتند كه كار ناتمام است و دوباره افراد را جور كنيم و برويم فكه. براي ما جاي تعجب بود كه ايشان با اين سرعت، تغيير نظر داده‌اند و با اين مشغله كاري كه در تهران داشتند در مدت كوتاه، دوباره به مسافرت بروند.
 
علي اي حال، دوباره به منطقه عزيمت كرديم. روحيات ايشان در روزهاي آخر خيلي قشنگ بود، اصلا نمي‌شود در بيان و كلام توصيف كرد. در سفرهاي گذشته «كه با هم مي‌رفتيم، ايشان در كارها خيلي حضور داشتند. ولي اين سفر، اصلا يك سفر كاري نبود. ايشان دنبال يك چيز ديگر بود. در هر سفري كه مي‌رفتيم كار عكاسي را هم انجام مي‌داديم، اما هيچ وقت نمي‌گذاشت از ايشان عكس يادگاري بگيرم يا شوخي مي‌كردند. يا حالتي به خودشان مي‌گرفتند كه عكس در جايي استفاده نشود، ولي در اين سفر آخر به ايشان گفتم «حاجي بگذار يك عكس از شما بگيرم. گفتند: باشد، مسئله‌اي نيست. به شرطي كه عكس «حجله‌اي» بگيري و آن وقت، راحت ايستاد كه از ايشان عكس بگيرم و آن همين عكسي است كه الان معروف ترين عكس ايشان است.
 
صبح روز جمعه براي بازديد مجدد از قتلگاه، عازم منطقه شديم و از سيم هاي خاردار گذشتيم و وارد ميدان مين شديم و مسيري در حدود 500 متر را طي كرديم. دوستان به شهيد آويني اصرار مي‌كردند كه برگرديم و به جاي ديگر برويم. ولي ايشان براي ديدن «قتلگاه» و فيلم‌برداري از آنجل خيلي مصر بودند. سه نفر از برادران، جلوتر از ما حركت مي‌كردند و من نفر چهارم بودم و صدابردار و حاجي به ترتيب پشت سر ما مي‌آمدند و همين طور جلو مي‌رفتيم كه يكي مرتبه با صداي انفجار به زمين خورديم. من به صدابردارمان گفتم «كي مجروح شده؟» گفت: «من» و وقتي نگاه كردم، ديدم از ناحيه پا مجروح شده‌اند. عقب ‌تر برگشتم و ديدم شهيد آويني همراه شهيد يزدان پرست بر زمين افتاده‌اند. با اينكه جراحت ايشان شديد بود و از ناحيه پا صدمه دیده بودند ولي ايشان روحيه خيلي خوبي داشتند. من خواستم از صحنه فيلم بگيرم كه متوجه شدم دوربين كار نمي‌كند و اي كاش در آن موقع دوربين كار مي‌كرد و ما آن چهره حاجي را مي‌گرفتيم! چهره‌اي كه يك ذره درد تويش ديده نمي‌شد. ايشان در لحظات اول، كاملا بهوش بودند و دائما ذكر مي‌گفتند. برادرمان بختياري به ايشان گفت: «حاجي، چيزي نيست.» ايشان گفتند: «مگر مي‌ترسم كه شما مي‌خواهيد مرا دلداري بدهيد؟»
 
در هر حال با روحيه بالايي كه داشتند اصلا فكر شهادت ايشان را نمي‌كرديم و خيلي راحت صحبت مي‌كردند. ولي در دقايق اوليه، خون زيادي از ايشان رفت كه بچه‌ها كمك كردند و شريان هاي اصلي و دست ايشان و همچنين محل جراحت شهيد يزدان پرست را با كمربند و ... بستند. بعد هم به كمك ميله‌هاي آهني كه سيم خاردار به آنها متصل بود و اوركت‌هاي دوستان. برانكار درست كرديم و برگشتيم به طرف عقب. موقعي كه مي‌خواستيم ايشان را روي برانكار بگذاريم ايشان اصرار داشتند كه من را بر نداريد. من همين جا مي‌خواهم شهيد بشوم و مرا به عقب نبريد. اين حرف را خيلي با آرامش مي‌گفتند و بعضا ذكر «يا زهرا» را به زبان مي‌آوردند و تا حدود 45 دقيقه، بهوش بودند تا اواخر ميدان مين و ديگر از هوش رفتند...
 
 منبع: سایت جامع شهید آوینی
 

 

راستی سید؛

سلام‌م را به مادرمان حضرت زهرا برسان...



بی بی تو عنایتی کن و به فریاد ما برس


حجة الاسلام و المسلمین داوود محقق به نقل از یکی از طلاب حوزه علمیه قم می گوید: روزی جهت معالجه، عزم سفر به تهران داشتم. فقط دوازده هزار تومان پول از شهریه مانده بود. صبح قبل از اذان صبح به حرم رفتم و بعد از خواندن نماز فکر این بودم که از چه طریق و از چه راهی از کسی قرض بگیرم، به همین جهت، صبح به حرم رفتم تا بتوانم یک نفر آشنا پیدا کنم. متأسفانه در داخل حرم آشنایی پیدا نکردم. کنار ضریح بی بی حضرت معصومه (علیها سلام) رفتم و از او کمک خواستم. گفتم: بی بی! تو عنایتی کن و به فریاد ما برس. به هر حال از حرم خارج شده و در نزدیک مدرسه «خان» منتظر ماشین ایستادم. آنگاه مشاهده کردم که فقیه مقدس مرحوم میرزا جواد تبریزی (قدس سره) از بازارچه ی کنار مدرسه خان (گذرخان) خارج شد و مرا صدا زد و یک بسته اسکناس به من داد و گفت: «ای شیخ! این مبلغ متعلق به تو می باشد.» مبلغ را شمردم، دیدم برای سفرم کافی می باشد. بسیار خوشحال شدم و سخت منقلب گشتم که چگونه بی بی حضرت معصومه (علیها سلام) به فکر ما می باشد. سرانجام با خوشحالی همسر و بچه ام را برداشتم و جهت معالجه به سمت تهران حرکت کردم. هیچ گاه این تفضل حضرت معصومه (سلام الله علیها) را به واسطه ی مخلص درگاهشان صورت گرفت فراموش نمی کنم.[۱]

__________________________________________________

[۱].  زندگی نامه احیاگر فاطمیه؛ فقیه مقدس آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی، 



هق هق گریه




خدایا حواست هست؟؟؟

صدای هق هق گریه ام از همان گلویی می آید…

که تو از رگ گردن به آن نزدیکتری!(1)


(1). نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید؛ و ما به او از رگ گردن نزدیکتریم (سوره ق،




نظام اسلامی



شهيد عبدالحميد ديالمه...


بسم الله الرحمن الرحیم


حق نفسمان بر ما اين است كه اين نفس را براي اطاعت الهي در مسير اطاعت خداوند بكار ببنديم.
درجه محبت و درجه دوست داشتن خدا بوسيله ميزان اطاعت از امر الهي تعيين مي‌شود.

يعني در عرفان اسلامي شيعي حد نهايت ارتقاء بشري، رسيدن به درجه لقاءالله است.

درجه‌اي كه ما از ديدن جلوات الهي لذت مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بريم.

براي اينكه نفس خود را دراطاعت خدا بكار ببنديم يكسري عوامل است كه بايد بر اساس آنها عمل نمائيم؛ يكي از آنها زهد است همان مبناي چيزي كه در قرآن مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بينيد تمام كائنات را نگه داشته يعني محبت و جذب است كه ميزانش همان مقياس‌هاي اطاعت الهي است ...




پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
 
"ان ربكم يقول كل يوم: أنا العزيز، فمن أراد عز الدارين فليطع العزيز":
 پروردگار شما همه روز مى‏ گويد: منم عزيز؛ و هر كس عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند.


(تفسير نور الثقلين، ج‏4، ص 352)



برچسب ها: یا رحمن یا رحیم،



رنگ خدایی

خدایا

بندِ دلم را محکم تر

به درگاهت

گره بزن

شاید یکرنگ شود . . . !


یارب


صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ احْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً

بقره/138





آیا گفتن استغفرالله کافی است؟

سوال – حقیقت توبه چیست ؟ آیا همان استغفرالله است ؟ 


پاسخ - روایت داریم که حاسبوا قبل ان تحاسبوا . قبل از اینکه به حسابتان برسند خودتان را ارزیابی کنید . انسان عاقل بدون حسابرسی زندگی نمی کند . یک مغازه دار یک روز کار می کند و آخر شب دفترش را نگاه میکند و بررسی می کند . فرهنگ محاسبه و ارزیابی چقدر زیباست . بخصوص که الان آخر سال هم هست . یک نگاه کلان به آنچه که گذشته بکنیم ، ببینیم کجا تاریک رفته ایم و کجا روشن رفته ایم ، تا ورودمان به سال جدید ورودی مکرر در آنچه که در سال قبل بوده نباشد . این نوع نگاه ، نگاه قشنگی است . آثار خوبی هم دارد و انسان را بیشتر با خودش آشنا می کند . خیلی از ما انسانها با خودمان غریبه هستیم . کسانیکه حسابرسی نمیکنند انسانهای بیگانه ای با خودشان هستند و با خودشان غریبه هستند و زندگی در غربتکده همیشه درد آورد و رنج آور است . این زندگی همیشه شکننده و خرد کننده است . مثل اینکه شما در شهر غریبی می روید و بعد به وطن بر می گردید ، همینکه آب و هوای وطن به شما می خورد ، احساس نشاط می کنید . زندگی غریبانه افسردگی می آورد . یعنی اگر انسان خواست از خودش بیگانه زندگی بکند ، احساس میکند که در یک فضای غریبی است ، بیگانه است و افسردگی و پژمردگی می آورد ، ناامیدی و خستگی میآورد ولی اگر خواست با خودش آشنا برخورد کند ، این محاسبه ای که در مسائل اخلاقی دارد و روی آن تاکید شده یعنی اینکه باخودت غریبه نیستی ، چرا می خواهی از خودت فرار کنی ؟ و اگر واقعا خلاف کرده ای پای آن بایست . من اینجا را اشتباه رفته ام . این برخورد که کاملا با خود آشنا هست باعث میشود که انسان بدون تعارف خود را ارزیابی کند . این ارزیابی ها نشان می دهد که ما یک جایی را خلاف رفته ایم . توبه معنایش این است که آن جاهایی را که درست رفته که هیچ و درست یعنی آنچه از تو سر زده یک حرکت کامل برجسته ، زیبا و استاندارد بوده است . گناه یعنی حرکت غیر استاندارد ، حرکتی انجام داده که تو را خرد کرده است ، بیراهه رفته ای . گناه نوعی بیماری است . حالا بیمار شده ای و انسان از بیماری خوشش نمی آید و می خواهد به سمت سلامتی برود . خوب حرکتی سالم داشته باش و از آن فضای آلوده و تاریک بیرون بیا . در تاریکخانه زندگی نکن که افسردگی و خستگی دارد ، به فضای روشن بیا . توبه یعنی بازگشت از نقص به کمال . به نوعی توبه ، بازگشت از گرایش های خلاف انسانی است یعنی کارهایی که با شأن انسانیت جور در نمی آید . اینکه اسلام می گوید : گناه نکن ، نمی خواهد جلوی لذت ، آزادی و قشنگی زندگی ما را بگیرد ، می خواهد برای ما زندگی زیبا درست کند . می گوید : گناه رفتاری است که با شأن انسانی تو و هویت کرامت نفس تو در تعارض است . این عملی است که با فیزیک وجود تو ناهمخوان است . تو انسان هستی و اقتصای انسانیت تو باید فعال بشود ، تو را نابود می کند و می سوزاند . و کرامت تو را در هم می شکند . ما نسبت به هرکاری که می کنیم یک شناخت اولیه داریم و باید این معرفت را نسبت به خودمان داشته باشیم . باید اگر به من انسان می گویند ، حداقل تعریف انسانی را بدانم ، باید مرزی بین گزینه های من و گزیده های من و آن چیزی که بین حیوانات هست که هر طوری می خواهند زندگی میکنند باشد . نباید بین این ها فرقی باشد ؟ گناه یعنی چه ؟ یعنی از ساحت انسانی خارج شدن و به فضای حیوانی وارد شدن . توبه می گوید از آن فضای حیوانیت برگرد . معنی توبه یعنی بازگشت از حیوانیت و طبیعت نفس به فطرت انسانی . کلمه ی دیگری به نام اِنابه هست که آن هم معنای رجوع و بازگشت را دارد . یک ترتب منطقی بینشان است . یک اول و دومی دارد . توبه در مرحله ی اول است . توبه یعنی وقتی که انسان خیلی پایین آمده و وارد فضایی شده که واقعا شایسته انسانیت نیست ، در چاله ی حیوانیت خود افتاده است . و این رفتار آلوده ای که از او سر می زند نشان میدهد که در سیاه چال طبیعت افتاده است . توبه یعنی از این طبیعت برگرد و به فضای روحانیت و فطرت انسانی خودت ، این معنای توبه میشود . بعد از آنکه به آن فضای فطرت پاک انسانی رفتی و نگاه انسانی و زیبا به خودت کردی ، یک جهش دومی انجام بده و آن جهش الهی است و این اِنابه است . توبه بازگشت از آن طبیعت است به فطرت انسانی ، نگاه انسانی به خود کردن و در حقیقت توبه کردی و حالا که به فضای انسانیت آمدی ، معراج توحیدی داشته باش ، این اِنابه است . هر دو رجوع شد ، هر دو بازگشت به خداوند است منتها توبه مقدم بر اِنابه است . پس این حقیقت توبه است . خدا در را به روی همه بازگذاشته است و مرحله ی اول این است که شخص گناهکار امیدوارانه برخورد بکند یعنی قبل از اینکه ببیند چه باید بکند ، امید داشته باشد . بیمار اگر به بهبود امید نداشته باشد هیچ گاه به نسخه ی پزشک عمل نمیکند . گام اول در توبه داشتن امید است . اگر پزشک مریض را ناامید کند و بگوید که شما دردی دارید که درمان نمی شود ، قطعا او دیگر دنبال درمان نمی رود . پس گام اول این است که فقط امیدوار باشد ، هرقدر هم که گناه کرده ، ناامید نباشد و نگوید در به روی من بسته شده است . جالب این است که آیات قرآن هم همین در را باز میکند . یا عباد الذین اسرفوا علی انفسهم : کسی که خیلی گناه کرده ای ناامید نشوی . شما که ایمان دارید بطرف من برگردید . قدم اول این است که قبول کنی من در را نبستم ، در باز است . از لحاظ من برای بازگشتت مشکلی نیست . اگر کسی از رحمت من مایوس شد ، او کافر است . ای گناهکار حقیقت را نمی بینی که به سوی تو می دود و می خواهد تو را بگیرد ؟ در حدیث قدسی است : ای عیسی چقدر منتظر بمانم و در جستجوی بندگانم باشم ولی آنها برنمی گردم . اهل معصیتم را از رحمت نا امید مساز . باب رحمت من فقط برای اولیاء گشوده نیست ، برای آنها هم که پشت کرده اند باز است . اهل معصیتم را هم از رحمتم ناامید نساخته ام . اگر بمیرند من حبیب آنها هستم و اگر بیمار شوند من طبیب آنها هستم و اگر توبه نکنند آنها را به بلاها گرفتار سازم تا پاک بشوند . خدا دیگر چگونه در رحمت را بازکند ؟ دائم به مریض میگوید : نا امید مباش . این گرفتاری تو قابل حل است . این نوع نگاه چقدر به گناهکار نشاط می دهد که برگردد . حدیث قدسی داریم که کوچکترین ناراحتی که برای انسان پیش می آید و حتی سنگی به پایش بخورد باعث میشود از گناهانش کم بشود و پاک بشود . پس قدم اول این است که انسان امیدوار باشد و میگوید : حتی گناهان شما را هم به نیکی تبدیل میکنیم . اصل همین است که از گناه خودش بدش میآید و پشیمان شده است و فقط ذکر استغفرالله کافی نیست . خود پشیمانی توبه است . توبه یعنی از درون برگشته و اینکه نباید به گناه دوباره برگردد ، آن بحث دیگری است . آنکه باید جبران کند ، بحث دیگری است . توبه این است که از کارمان پشیمان بشویم و از آن گناه بدمان بیاید و دیگرهم نمی خواهد انجام بدهد . بعد از این باید مراقبه داشته باشیم و مواظب باشیم که پای مان نلغزد . شما پشت فرمان هستی و یک لحظه غفلت کردی و به جاده ی خاکی رفتی و خاکی بلند شد و دوباره به جاده برگشتی ، این توبه است . از این بعد باید مراقب باشی که این عمل تکرار نشود و این مرحله ی بعدی است . پس در فضای توبه همینکه متوجه شدی برگرد . توبه بازگشتی است که انسان درونش احساس میکند که دارد . گاهی کاری که از نگاه شما خلاف است از نگاه او خلاف نیست . با جوان نباید برخورد تند و خشن کرد زیرا نمی داند که کارش خلاف است . نباید با آنها برخورد کرد . به درون نگاهشان بروید و می بینید که این عمل غلط را زیبا می بیند . با او دست بشو و خیلی صمیمی متوجه اش کن که این عمل تو شکل و زیبایی واقعی را ندارد . خیلی انسانها هستند که واقعا از کار خلاف بدشان می آید ، این همان معنای توبه است . این یک نعمت و حس زیبایی است که به او داده شده است که از بدی ها بدش میاید ولو گرفتار ، این شخص امیدوار باشد . بعد از این امیدواری انسان باید چکاربکند ؟ یک نگاه نگاه به عمق زشتی آن عمل است . ببیند که این حرکت قشنگ نبود . و ببیند که چرا از این عمل بدم میآید ؟ حتما یک پاسخی دارد و گرنه بدش نمی آمد . معلوم میشود که یک پاسخ نهفته ای در وجودش هست ، یک دریافت درونی هست . بعد از گناه آن عمل شهوت و غضب که باعث گناه شد ، فروکش کرد آن باطن بالا می آید . پاکی درون و عقل نهفته اش بیدار میشود و بیرون می آید و او را محکوم میکند . آن موقع که غضب و شهوت بالا آمده بود و عقل و درک را پوشش داده بود ولی وقتی فروکش کرد ، درک بالا آمد و میگوید کار اشتباه کردی . و حالت پشیمانی برای او پیدا می شود . پس بعد از امید ، این نگاه را بکند و بگوید دیدی چقدر کارت زشت بود و پشیمان شدی و نگاه بعدی که باید بکند این است که چه چیزی باعث گناه من شد ؟ چه اتفاقاتی دست به دست هم داد تا باعث این عمل اشتباه من شد ؟ دانه دانه بررسی کند و حلقه ها را بهم ببندد تا ببیند چطور به صحنه ی گناه کشیده شد ؟ خوب مراقب باشیم که دیگر این مسیرها نیاید . یعنی به حلقه های اتصالی نگاهی بکند و مراقبت کند مبادا از این جاده برود . یعنی حرکت خلاف قبل را یادآوری میکند که دیگر از راه قبلی نرود . ما که گناه کردیم حتما گام به گام هایی را پشت سر گذاشتیم و تعبیر قشنگ قرآن هم این است که حواستان باشد ، شیطان شما را گام به گام می برد . و لا تتبعوا خطوات الشیطان . سیاست شیطان گام به گام است . ببین چه قدم هایی را گذاشته ی و چه عواملی از درون خودت و بیرون بهم دست داد تا تو را به این صحنه کشید . یک نگاه بکن و بگو این جاده بن بست بود ، من دیگر از این جاده نمی آیم . مرحله ی بعدی این است که با خدا تماس را قطع نکند . حالا توبه کرده و گفته که منتظر بندگانم هستم و آنها برنمیگردند . ارتباط با خدا را داشته باشد و حالا جای استغفرالله است . حالا با شناختی که پیدا کرده ام و می توان بگویم یا غفار ، یا ستار و یا تواب این ها راخودش به من یاد داده است ، این ها شماره تلفن های خداست ، با آن تماس بگیرید . پس توبه هیچ صیغه ی خاصی ندارد . توبه همین است که خلاف کرده ایم و پشیمان می شویم و به راه راست می آییم و استغفرالله هم باعث پوشش گناهان تو میشود .



89-03-10-حجت الاسلام والمسلمین مهندسی 

" رضوان خدا بر ایشان"





لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین


بسم الله الرّحمن الرّحیم


سوال – بین توبه و عمل صالح چه رابطه و نسبتی است ؟ ما می خواهیم عمل صالح انجام بدهیم . چکار کنیم که شروع خوبی داشته باشیم ؟

پاسخ - آموزه های دینی و فرهنگ قرآنی ما وقتی می خواهد راه را برای کسی که بیراهه رفته اند ، باز کند می گوید که الان این راه باز است و بن بستی ندارد . یعنی اگر خلافی کردی برای همیشه ناامید مباش . باز آی ، باز آی . بعد از برگشت ، نیاز به بازسازی است ، بالاخره یک جاهایی کم گذاشته ای . اصلا معنی گناه یعنی اینکه کارهایی را که باید می کردم ، نکردم و بالعکس . خلا هایی بوجود آمده است و جای خالی هایی گذاشته ایم و نقصی را در خودمان بوجود آورده ایم ، حالا برگشته ایم و باید عمل صالح انجام بدهیم . یعنی جای خالی ها را پر کنیم . من در را به رویت باز گذاشته ام ، ناامیدت نمیکنم ولی تو هم کم لطفی نکن ، بی تفاوت نباش ، حالا که قرار است برگردی ، درست برگرد . جبران کن . عمل کاملی که می تواند جبران گناه ما را بکند ، همان عمل صالح است . این نقص درکجا بوجود آمده است ؟ این نقص در روح و روان ما بوجود آمده است ، عمل صالح یعنی عملی که با روح و روان ما سازش داشته باشد . بعضی از اعمال با جسم ما سازش دارد . مثل خوردن و خوابیدن که اینها اموری متناسب با جسم است . یکسری رفتارهایی را باید انجام بدهیم که با روح انسانی ما همخوانی داشته باشد . کسی که روح فعال دارد از گناه بدش می آید ، با هویت انسانی هماهنگ باشد ، عملی که در آن شائبه فساد و بدی نباشد . الذین آمنوا و عملو الصالحات . یعنی ایمان تنها کافی نیست و برای رشد احیتاج به عمل صالح دارید . قبل از توبه عمل فاسد کردید حالا که توبه کردی ، عمل صالح انجام بدهید . یک روایت است که محمد بن مسلم از امام باقر (ع) در مورد آیه 70 سوره ی فرقان الا من تاب و آمن و عمل صالحا ... سوال می کند . این آیه شریفه در مورد انسانهای آلوده بحث میکند و بعد استثنا میکند . مگر کسانیکه توبه کنند و ایمان بیاورند وعمل صالح انجام بدهند ، خداوند در روز قیامت بدیهای آنها را به خوبی تبدیل می کند . محمد بن مسلم سوال کرد که مقصود از این آیه چیست ؟ امام فرمود : گناه کرده اما در آن حدی نبوده که ایمانش نابود بشود . گناه آفت بزرگی برای ایمان است . گناه آفت سنگینی برای ارزش هاست . حالا اگر کسی این قدر گناه کرد که روحش مرده باشد و هیچ احساس بدی از گناه نمی کند و ایمانش هم از بین رفته است که هیچ ولی کسی که گناه میکند اما احساس شرمندگی دارد و می فهمد که این کاری که کرده اشتباه است ، بعد از اینکه گناه کرد ، تنفر دارد ، پشیمان می شود و از خودش بدش می آید ، این می شود مومن مُذنب . گاهی ممکن است گناهان زیاد باعث بشود که کم کم درجه ی ایمان پایین بیاید تا آنجایی که به صفر برسد . توصیه ای که علمای اخلاق و اساتید عرفان دارند این است که مراقبت کنید و هوای خودتان را داشته باشید ، ممکن است به جایی برسید که این ایمان از بین برود . ولی اگر گناهی مرتکب شدید ، نا امید نشوید . یعنی بین این دو حالت باشید . در عین اینکه مراقبت میکنید ، حواستان باشد که آن را از بین نبرید و اگر گناهی کردید توبه کنید . حالا کسی از این دنیا رفت و آنقدر گناه نکرده که تمام ایمانش از بین رفته باشد ، در روز قیامت خدا او را می آورد تا اینکه در جایگاه محاسبه قرار می گیرد . امام باقر (ع) می فرماید : خداوند متولی حسابرسی او خواهد شد . هیچ کس متوجه او نیست و فقط خداست . یکی یکی گناهان را به یادش می آورد بدون اینکه این مجلس شاهدی داشته باشد . وقتی به یادش می آورد این بنده اعتراف می کند که نافرمانی کردم ولی نمی خواستم سرکشی کنم . از روی عناد نبود و نمی خواستم به ربوبیت تو و بزرگی تو جسارت کنم ،  گرفتار شقاوت نفس شده ایم ، نفس مان فریب مان داده است . پس اعتراف می کند و بعد ازاعتراف به گناهش ، خداوند به کاتبان دستور میدهد که این بدیها را به خوبی ها تبدیل کنند . این درصورتی است که خلاف ها را قبول دارد و جلوگیری کرده است نه اینکه خلاف کند و بگوید : روز قیامت این اتفاقات می افتد . اگر گناه روی گناه بیاید ، بدون ایمان از دنیا می رود و دیگر این اتفاقات برای او نمی افتد . و بعد خدا میگوید که حساب او را روی پرده بیاورید و او را به مردم معرفی کنید . وقتی این اتفاق افتد و مردم می گویند : این چه بشری است که یک گناه هم ندارد . بعد دستور می دهد که او را به بهشت ببرید . پس کسی که گناه کرده و بعد توبه می کند و عمل صالح انجام میدهد ، چنین سرنوشتی در انتظار اوست . پس نگران نباشید ، جایی برای بازگشت داریم . مصادیق عمل صالح چیست ؟ جبران هر عمل باید متناسب با همان عمل باشد . اگر کسی دیواری را خراب کرد و سوراخ کرد ، حالا می خواهد جبران بکند ، آیا میتواند برود دیوار دیگری را رنگ کند ؟ خیر . اولین کاری که می کنی این است که این سوراخ را پر کنی و بعد همه را رنگ کن ، اشکالی ندارد . اولین نوع نگاهت به اینجا باشد چون ممکن است از این سوراخ باز هم گزیده بشوی . یک ماری  از این سوراخ بیرون آمده و به تو نیشی زده ، اول این را پُرش کن . اول این عنصر خطر و جایگاه لغزش را پر کن که خاطرت جمع باشد . لباس نشانه ی کرامت انسانهاست . روایت داریم که خدا برای حیوانات پوشش قرار نداده ولی برای انسانها بخاطر تکریم آنها پوشش قرار داد . حجاب هم برای خانمها است و هم برای آقایان . بعضی ها تا اسم حجاب می آید یاد خانم ها می افتند . خیر این طور نیست . مردان هم باید حجاب داشته باشند . حد و حدود پوشش مرد و زن هم مشخص شده است . حالا کسی آمد و این را رعایت نکرد ، نمی خواهد با خدا بجنگد و سرکشی کند ، فریب خورده و فکر می کند که این جوری قشنگ تر است و مقداری مویش را بیرون گذاشته و مقداری هم آرایش کرده است و حتی نمازش را هم می خواند . هستند خانم هایی که حجاب را رعایت نمیکنند ولی نماز می خوانند و زیارت هم می روند ، دعا هم می خواند ولی توجه ندارد که از این سوراخ دارد گزیده زده میشود . از این جهت هویتش مختوش می شود . مگر خدا نمیگوید که من از لحاط جنبه کرامت برای تو پوشش قرار دادم ؟ حالا به این ارزش پوششی توجه نکرده واین باعث میشود که نوع نگاهش عوض بشود در حالیکه خدا را قبول دارد ، قیامت و حساب را قبول دارد ، ارتباط با خدا هم دارد ، نماز هم می خواند ، در بیرون ظاهر سازی می کند و مرز حجابش را از دست می دهد . این یک عمل فاسد میشود . یعنی عملی که متناسب با تو نیست . اگر در چنین فردی در پیشگاه ولی خدا قرار بگیرد ، یک نگاهی به او میکند و میگوید که حیف نمی دانی چه کسی هستی ؟ اگر می دانستی که چقدرارزش داری ، این جور عمل نمی کردی ، از خودت فاصله گرفته ای ، از خود مثبت و کریمانه ات فاصله گرفته ای ، تو یک عروسک در دست دیگران نیستی ، تو انسان هستی ، نفس کریمانه داری ، بزرگواری و حیثیتت را باید حفظ کنی . برگرد . خوب حالا این خانم برگشته ، عمل صالح این چیست ؟ آیا برود بیشتر نماز و قرآن بخواند ؟ بله این کار خوب است ولی حواسش باشد که از اینجا نیشی به او خورده است . مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود . اینجا یک تخریبی صورت گرفته است ، منی که می خواهم توبه کنم اول باید این خلأ را پُر کنم . این خانم در حجاب ضعیف بوده است و حالا توبه کرده است و عمل صالح این خانم این است که حجاب را بیشتر دقت بکند و این خلأ را پر کند . به این عمل حواسش بیشتر باشد . البته این منافاتی با زیباسازی دیگر ابعاد وجودی ندارد . ولی دراین یکی باید بیشتر دقت کند . مراقبت کند تا ملکه بشود یعنی این سستی که پیدا کرده بود مثل کسی که برای تعلیم رانندگی می رود ، راه راست رفتن را خوب می رود ولی پارک کردنش بد است . خوب ایشان باید پارک را بیشتر تمرین کند . باید نقطه ضعف را باید تمرین کند . پس هر جا می بیند که ضعف است و می خواهد عمل صالح انجام بدهد ، باید ضعف را به قوت تبدیل بکند . نقص را تبدیل به کمال بکند . در هر کاری همین جور است . دانش آموزی نمره ی فیزیک کم آورده است ، خوب برود شیمی بخواند ؟ بله شیمی هم بخواند ولی فیزیک را بیشتر بخواند و آنرا تقویت کند تا کمبود نمره را جبران کند . پس اول اینجا را پر می کند و بعد همه جا را فضاسازی میکند . گاهی خلاف انسان ، عامل های متعدد داشته است ، باید تمام این عوامل را مطالعه کند و ببیند چه عواملی باعث شد که او گرفتار این گناه بشود ؟ مثلا در مورد حجاب ، باید ببیند که چه عواملی باعث شد که به طرف بدحجابی برود ؟ عوامل را شناسایی کند و جلوی آن عوامل را بگیرد . این از بهترین اعمال صالح است . یعنی ریشه ی آن مرض را بخشکاند . مثلا غیبت ، عمل صالح غیبت این است که اولا از کسانی که بدگویی کرده و بعد از همه ، سعی کند خوبی های آنها را بگوید . ما نمی توانیم انسانی پیدا کنیم که مطلقا بد باشد . بَد مطلق نباشد در جهان ، بَد به نسبت باشد این را هم بدان . مولانا میگوید : بدی نسبی است . پس جنبه های مثبت را پیدا کنم . روایتی است که حضرت عیسی با یارانش می رفتند و سگ مرده ای در راه افتاده بود . بوی بد این سگ همه فضا را پر کرده بود و همه میگفتند : چه بوی بدی میدهد و حضرت گفت : عجب دندانهای سفیدی دارد . یعنی به دنبال چیزهای بد دراطرافتان نباشید و جنبه های مثبت را ببینید . مثلا در مورد نماز ، کسی نماز نمیخوانده و حالا توبه کرده ، خوب باید اول نماز را تقویت کند و نماز را سر وقت بخواند و نکته ای که باید توجه داشت این است که باید بتدریج تقویت کند . یعنی حالا که من می خواهم عمل صالح انجام بدهم ، پس یک برنامه سنگین بردارم . خیر . این وسط راه می بُرد . مثلا در نماز خواندن نگوید من باید نمازم را طولانی کنم و سر وقت بخوانم و با تمام تفاضیل بخوانم ، خوب این خیلی جالب و خوب است اما اگر الان سنگین بردارد ممکن است در وسط راه ولش کند و نتواند ادامه بدهد . بگوید من نماز اول وقتم را می خوانم و بعد کم کم جماعت را اضافه میکند و البته این همت مضاعف هم می طلبد . البته ظرفیت انسانها باهم فرق می کند . پس برای نقطه مقابل خلاف هایی که کرده ایم ، برنامه ریزی کنیم . عمل صالح ارتباط با نامحرم ، این است که اول روی عواملی که باعث لغزش او میشده فکر کند و عوامل آن را بدست بیاورد . حفظ کرامت نفس مهم است . بعد از اینکه توبه کرد ، توبه و عزت و کرامتش را حفظ کند و هوای خودش را داشته باشد که من در پی این ارتباطات چه چیزی من بدست می آورم ؟ پیرامون این مسائل فکر کند ، تمرین کنند تا اینکه ملکه بشود . کافی است که ما راه بیفتیم ، خدا به ما کمک میکند . خدا می گوید : تو یک قدم بطرف من بیا ، من ده قدم به طرف تو می آیم . یعنی اگر تو شکر این زیبایی و نعمتهایی که به تودادم بجا بیاوری و در فضای درست حرکت کنی ، من ده برابر به تو می دهد . تو قدم اول را به هر مقداری که میتوانی بردارد و ده دقیقه این عمل را به تاخیر بینداز ، شاید دیگر تو نتوانی این عمل زشت را انجام بدهی و فرصت برای تو پیش نیاید . پس شناخت موانع مهم است .


89-03-17-حجت الاسلام والمسلمین مهندسی

"رحمت و رضوان خدا بر ایشان"


(اللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا و أغنِنا عَمَّن سِواکَ وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا، وَ أَصْلِحْ أمر آخِرَتِنا وَ دُنیانا وَ اقْضِ حـوائـجـنـا یا لطیف، یا اَهْلَ التَّقْوى وَ الْمَغْفِرَةِ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ)





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ